مخذول را بينند در ظلمت شرك وشك مانده وبه سلاسل واغلال صفات قهر ، گرفتار « 1 » گشته
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ »
« 2 » ناطق وقت « 3 » شود . پس عنايت أزلي حامى حال ايشان شود « 4 » ودلهاى ايشان را به صفت متكلم قائم گرداند وقلم زبان مستنطق دل گردد كه « ان اللّه ينطق على لسان عبده » پس گوش افهام ايشان حقيقت كلام « 5 » الهى را از ترجمان زبان استماع ميكند « 6 » واز سحاب حروف ، باران اسرار بر صحراى صدور ايشان ميبارد واز تأثير هر قطره هزار نوع أزهار « 7 » عرفان ورياحين ايقان در بوستان دل هريكى شكفته ميشود كه اگر رشحهاى از آن معاني بردل « 8 » أهل جهان ظاهر گشتى ، همهء جهانيان عارف ومحقق شدندى وآنكه رسول صلى اللّه عليه وسلم فرمود كه : « ركعتان من فقير صابر في فقره أحب إلى اللّه تعالى من عبادة الأغنياء إلى آخر الدهر » إشارات بدين معاني است .
مثنوى
پاك با زانى كه درويش آمدند * هرنفس در محو خود پيش آمدند « الف »
هركه در سر محبت بنده شد * تا ابد هم محرم وهم زنده شد
عالمي زير وزبر گردد تمام * تا يكى اسرار دين گردد تمام
هركه مست عالم عرفان بود * برهمه خلق جهان سلطان بود
ملك اين را دان ودولت اين شمار « 9 » * ذرهاى از عالم دين ، اين شمار « 10 »
هامش
( الف ) اشعار از منطق الطير عطار نيشابورى است . ر ك : منطق الطير به تصحيح دكتر مشكور ، ص 252 - 253 .
( 1 ) - ايا ندارد .
( 2 ) - در مم ولا الضالين ندارد .
( 3 ) - پا منطق دل گردد .
( 4 ) - ايا اين جمله را فاقد است .
( 5 ) - چ كلام .
( 6 ) - مق ومم وايا ميكنند .
( 7 ) - مم آثار ؟
( 8 ) - دخ وچ فقط دارد .
( 9 ) - در ايا رديف شمر بود .
( 10 ) - در ايا ومق ذرهاى زين عالمي از دين شمر .