كشجرة خضراء على مزبلة » فرمود كه عبادت توانگران چنانست كه درختى سبز برسر سرگين دانى كه از دور خوش نمايد اما چون نزديك شوى نه در وى ميوهيابى ونه در سايهء وى جاى آسايش بود بلكه از ديدن گندگيهاى آن موضع وحشت افزايد وأزين جهت بود كه وحى كردند به داود عليه السلام كه :
« يا داود قل للعاصين ان لا يذكروني غافلا لانى وجبت على نفسي انه من ذكرني ذكرته وانا إذ ذكرت العاصين ذكرتهم باللعنة » . « 1 » ميفرمايد كه يا داود بگو عاصيان را تا از سر غفلت ما را « 2 » ياد نكنند كه ما كه خداونديم برخود واجب گردانيدهايم كه هركه ما را ياد كند ، ما أو را « 3 » ياد كنيم وما چون عاصيان را ياد كنيم كه به غفلت ما را « 4 » ياد كرده باشند ، به لعنت ياد ميكنيم .
[ صورت وصفت نماز ]
اى عزيز تا گمان نبرى كه نماز كارى آسان است « الف » قيامي وركوعى وسجودى از سر رسم وعادت . اين جمله صورت وصفت نماز بود . اين صفت را موصوفى واين صورت را معنى وحقيقتي بايد واين از كساني درست آيد « 5 » كه چون قصد عبادت كنند از جميع مرادات وحظوظ خروج كنند وبآب ترك ما سوى اللّه ، دستها بشويند وبشراب طهور ذكر ، مضمضه كنند وبه نسيم روايح اسرار الهى استنشاق كنند ودر استتار أوصاف ذميمه چون كبر وعجب وحرص وبخل وهمگى اخلاق بهيمى وسبعي را طرح كنند وروى بآب حيات معرفت بشويند ومرفقين را بزلال توكل غسل سازند وبكرامت خضوع « 6 » وافتقار ، مسح « 7 » سركشند وباصغاى كلام الهى مسح گوش كنند وبه ملازمت اثبات اقدام صدق بربساط عبوديت ، پايها بشويند وبه قصد قيام از سركونين
هامش
( الف ) بنگريد به تعليقات در آخر اين رساله شمارهء هفت .
( 1 ) - در مق عبارت عربى ندارد .
( 2 ) - پا ندارد .
( 3 ) - چاپى وى را .
( 4 ) - مم كه هركه ما را ياد كرده باشد بلعنت ياد كنيم ؟ بقيهء عبارت ترجمه در فارسي را فاقد است .
( 5 ) - پا بود .
( 6 ) - چ ندارد .
( 7 ) - مم سر ندارد .