وأزين جا زاد سفر آخرت بردارند وبه تدبير سفر بىنهايت مشغول شوند ولى أحوال اين مسافران بمقتضاى حكمت الهى متنوع افتاده است : بعضي را بصورت قوى آفريدهاند وبمعنى ضعيف وبعضي را بمعنى قوى آفريدهاند وبه صورت ضعيف وبعضي را بصورت ومعنى هردو قوى آفريدهاند وبعضي را بصورت ومعنى ضعيف . ذلك تقدير العزيز العليم .
وحكمت فاطر حكيم وحقايق اسرار اين درجات را نهايت نيست . اما از ظاهر حكمت اين تفاوت ؟ ؟ ؟ كه تا جمله مسافران بقدر قوت وذات هركس در اين سفر ممد ومعاون يكديگر كنند چنانكه در اخبار نبوي آمده است كه : « المؤمنون كالبنيان يشد بعضها بعضا » رسول صلى اللّه عليه وسلم فرمود كه مؤمنان همچون يك ديوار عمارتند كه هر خشتى از آن خشتى ديگر را استوار ميدارد همچنين آنانكه از ايمان بهرهيى دارند بايد كه در دين ودنيا معاون يكديگر باشند وهمه يكديگر را در كشيدن بار تكاليف وزحمتهاى اين سفر بحكم
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
مساوى دانند : شعر
اى چو الف عاشق بالاى خويش * الف تو با وحشت وسوداى خويش
فارغ أزين مركز خورشيد گرد * غافل أزين دائرهء لاجورد
بر سركار آي ، چرا خفتهاى * كار چنان كن كه پذيرفتهاى
مست چه خسبى كه كمين كردهاند * كارشناسان نه چنين كردهاند
بار عناكش بشب قيرگون * هرچه عنابيش ، عنايت فزون
ز أهل نظر هركه بجائى رسيد * بيشتر از راه عنايى رسيد
نزل عنا عافيت انبياست * وآنكه ترا عافيت آيد ، بلاست
از پى صاحب خبرانست كار * بىخبران را چه غم از روزگار ؟
صحبت نيكان ز جهان دور شد * خوان عسل خانهء زنبور شد
معرفت از آدميان بردهاند * آدميان را ز ميان بردهاند
سايهء كس فرهمائى نداد * صحبت كس بوى وفائى نداد
صحبت گيتى كه تمنا كند ؟ * با كه وفا كرد كه با ما كند ؟
ز آمدن مرگ شمارى بكن * ميرسدت دست حصارى بكن