وبغداد وقاهره ودر إيران خراسان وما وراء النهر بوده است در إيران رئيس گروه فتوت وعيارى وشطارى را بلقب « رئيس » ياد ميكردند واين شخصيت مورد احترام وأطاعت وپيروى گروه خود قرار مىگرفته است .
در مورد تحولات فتوت اجتماعي وعيارى وشطارى در تاريخ اسلام ، دكتر مصطفى جواد در مقدمهء مفصل خود بر كتاب الفتوة ( تأليف ابن المعمار حنبلي ) مطالب سودمندى بيان كرده وآقايان دكتر خانلرى ودكتر محجوب نيز در دورهء 18 و 19 مجلهء سخن چگونگى نهضت عيارى را روشن ساختهاند وما در اينجا فقط اشاره مىكنيم كه در قرن دوم هجرى جوانان خوش گذران خود را « عيار جوانمرد » معرفى كردند وبراي سوء استفاده نمايش به چالاكى وگريزى داده وبه نيت تفريح ومىگسارى وآسانگيرى در زندگى بتاخت وتاز مىپرداختند ايشان بر سر گور شاعر خمريهساز أبو الهندي غالب در عراق مىخوارى مىكردند . خالد بن عبد اللّه قسرى ، حاكم عراق فعاليتهاى آنان را محكوم وممنوع ساخته بود ولى كارهاى ايشان ريشهكن نشد وباقيماندهء همانانند كه در قرن سوم هجرى قاضى بغداد - أبو الفاتك ديلمى - فتيان بدعتى وزشت ، مىنامد . در قرون دوم وسوم هجرى فساد اخلاق آنان مشهور بوده است . در قرن چهارم هم دزدان وصعاليك متعدد را به صورت عياران مىبينيم .
در تاريخ كامل ابن أثير ، در حوادث سالهاى 361 ، 393 ، 415 ، 424 هجرى نام اين گروه هم آمده است . البتة دولت مقتدر سلجوقى ، فعاليتهاى تروريستى عياران وشطاران را تا حدى تحت كنترل آورده بود . در اين أوضاع وأحوال ، صوفيه وافراد نيكوكار جامعه كوشش مىكردند تا فتوت ادعائى را از فتوت واقعي باز شناسانند . صاحب قابوسنامه نوشته است :
« بدان كه جوانمرد عيار آن بود كه أو را چند گونه هنر بود . يكى آنكه دلير ومردانه وشكيبا بود به هر كارى ، وصادق الوعد وپاك عورت وپاك دل بود وزيان كسى به سود خويش نخواهد وزيان خود از بهر سود دوستان روا دارد وزبونگير نباشد وبر أسيران دست دراز نكند وبىچارگان را يارى دهد وبد را از مظلومان دفع كند وهمچنانكه راست گويد راست
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: محمد رياض
ص٢٩٦