دولت خلافت عباسى دليرتر شدند ووقتي كه جنگ امين ومأمون ( پسران هارون الرشيد ) آغاز شد اينان در بغداد بصورت حامى وناجى مظلومان خود را آشكار كردند ولى چندين بار هم خود به مردم هجوم آوردند وباعث ناامنى وناراحتى شديد گرديدند وما اينگونه فعاليتهاى آنان را در الكامل ابن أثير در لابلاى گزارشهاى مربوط به حوادث خونين كرارا مشاهده مىنمائيم . « 1 »
كار شطاران از كار عياران زياد ممتاز ومتفاوت نبوده است البتة هردو گروه از نظر تشكيلات ولباسها ومراكز وغيره جدائىهائى داشتهاند . هردو گروه كاملا مقيد به قوانين شرع نبودند وبعضي مواقع جنگ را نه براي مقاصد جوانمردانه به راه مىانداختند واز نظر جنسي آلودگىهائى داشته در دزدى وزشت كارىهاى متعدد هم خود را آزاد مىشمردند با اينكه بعضا دربارهء عياران گفتهاند كه « عياران وفتيان حد وسطى بين حق وناحق نمىشناختند از حق بجان وبمال دفاع مىكردند وبا ناحق بىرحمانه وبا خشونت تمام مىجنگيدند » « 2 » اما تمام ايشان به اين اندازه طرفدار حق نبودند چنانكه اگر دربارهء شطاران مىنويسند كه ايشان غارتگرى وراهزنى را گناه نمىدانستند وآن را نوعي زرنگى مىشمردند « 3 » اين را هم بايد دانست كه غالب شطاران به أموال ثروتمندان مىتاختند ( خاصه بأموال آنانكه مشهور به بخل وعدم اداى زكاة بودند ) واز حاصل غارت وچپاول خود به مستحقان وبىپولان هم بهرهاى ميدادند ودر اظهار اين كار هم عارى نداشتهاند . داستان مرد جوانمردى كه در سفرنامهء ابن بطوطة آمده ، مربوط به اين گروه از شطاران است . ابن بطوطة در ضمن ذكر مردى از جزيرهء هرمز ( بنام « جمال صعلوك سجستانى » ) مينويسد كه آن مرد گروهى انبوه سوار از عرب وعجم گرد خود جمع كرده وبه راهزنى مىپرداخت ودر عوض خانقاهها بنا ميكرد واز پول غارتها كه بدست ميآورد خرج غذا وطعام مسافرين را ميداد مشهور بود كه جمال هميشه دعا ميكرد كه خداوند
هامش
( 1 و 3 ) - تاريخ تمدن اسلام از جرجى زيدان ترجمهء فارسي از جواهر كلام ، ج 5 ، ص 61 ، به بعد .
( 2 ) - نقش پهلوانى ونهضت عيارى . . . ، ص 123 .