مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
« 1 » وتا اين معنى در نهاد أو مركوز نبود . هيچ كاملى در أو ايجاد نتواند كرد چنانكه آب ، آهن وسنگى را احياء نكند واز اين جهت پيغامبر فرمود كه الحكمة ضالة كل مؤمن . . . ونمك اشارتى است بصفت عدالت كه كمال فضايل اخلاق است چه صحت وقوت نفس انساني نبود الا به فضايل اخلاق وهيچ خلق استقامت نپذيرد الا بعدالت چنانكه صحت وقوت بدن نبود الا بأنواع أطعمه واغذيه وهيچ طعام بصلاح نيايد وخوش طعم وگوارا نگردد الا بنمك . . .
شلوار پوشانيدن أشارت است به فضيلت عفاف چه صورت ستر عورت ومنع فرج از شهوت است وأصل الباب عفاف آنست . . . ميان بستن أشارت است به فضيلت شجاعت وصورت قيام نمودن بخدمت ، وغايت تواضع - كه أساس شجاعت است - در آن مندرج ، وآن را تكميل جهت آن خوانند كه كمال علم عمل است وأرباب فتوت علم بىعمل را وزنى ننهند « 2 » .
دربارهء آداب ورسوم فتيان در صفحات بعد هم توضيحاتى خواهد آمد ولى در اينجا استدلالات صاحب رسالهء فتوتيه نيز ياد كردنى است :
وچون أرباب فتوت يكى را از أصحاب خود كه متصف بود بكرم وسخاوت وعفت وامانت وشفقت وحلم وتواضع وتقوى ، أو را اخى نام نهند ودر مقام فتوت به تربيت وتعليم أو را برآستانهء خدمت نصب كنند وجزوى از خلعت فقر بدو دهند يعنى كلاه وسراويل واين دو خلعت اگرچه جزو خرقه است اما أصل آنست .
اما كلاه بدان جهت است كه تاج كرامت است واما سراويل از ان جهت كه مقصود از خرقه ستر عورت است وأصل ستر در عبادات از ناف است تا به زانو وساتر اين محل سراويل است وأزين جهت بود كه خليل را صلوات اللّه عليه كه مظهر اين معنى بود وحى آمد كه « واستر عورتك من الأرض » يعنى
هامش
( 1 ) - 21 : 31 .
( 2 ) - رسايل جوانمردان ، 13 تا 16 .