همزاد پيغامبر بودند ، عليه الصلاة والسلام ، وملازم خدمت پيغامبر بودندى . مصطفى را صلى اللّه عليه وسلم گفتند كه يا محمد ! بهرچه بظاهر وباطن تعلق دارد ، خاك قدم مبارك شما از وجود أبو جهل شريفتر وبهتر است ولى أو فتوتدارى كند وبا وجود مبارك حياتبخش شما ، ما نيز البتة مىخواهيم كه نام مبارك شما به فتوت ببريم . پيغمبر عليه الصلاة والسلام فرمود : اكنون ميان ما خمر نباشد - آب با نمك وضع كرد تا ايشان شربت نمك وآب بنام مبارك پيغامبر صلى اللّه عليه وسلم بخوردند اين خبر به أبو جهل رسيد در غضب رفت برآشفت وگفت پدر من سرور قبايل عرب بود . واين يتيم با من همسرى مىكند ؟ چهارصد تربيت يافتگان خود را فرستاد كه محمد ( ص ) وأصحاب أو را بزنيد . آن چهارصد كس بجنگ آمدند واين چهل كس ايشان را زدند وحق تعالى نصرت بخشيد وآنان لت خورده بگريختند واز آن زمان كينه در دل أبو جهل محكم شد وبعد از ان فتوتدارى به دو قسم شد :
شراب خوارگان را نسبت به أبو جهل است ونمك وآب خوارگان را به محمد مصطفى صلى اللّه عليه وسلم . لا جرم مناسب اين حال آيتي است : هذا عذب فرات سائغ شرابه وهذا ملح أجاج « 1 » .
صاحب اين فتوتنامه سپس به شربت شير ونمك وشدّبندى وميان بستن با صوف صحبتي دراز دارد ودر آخر بحث نيز دربارهء اهميت سراويل يا شلوار توضيحاتى ميدهد « 2 » . كه از نقل آنها خوددارى مىكنيم .
عبد الرزاق كاشاني هم در تحفة الاخوان مىنويسد :
شرب قدح أشارت است به علم وحكمت كه بحسب صفاء استعداد أولى وسابقهء عنايت أزلي ، شخصي را بخشيده باشند وقوت قبول آن در وجود أو نهاده تا بواسطهء فيض نفسي كامل ، برو ظاهر گردد واز قوت بفعل آيد وسبب حيات حقيقي أو شود چه حيات قلوب به علم است چنانكه حيات أجساد به آب :
هامش
( 1 ) - 35 : 29 .
( 2 ) - رسايل جوانمردان ، ص 188 تا 196 .