كند وسوى معالى ومكارم متوجه شود وبر اظهار آنچه در طبع اوست از فضايل وكمالات ، حريص ومشعوف گردد » .
در همين مأخذ آمده است :
« أصل وعمده در اكتساب فتوت ، اجتناب از رذايل است چه تروك برنفس ، آسانتر از اعمال باشد ، وچون نفس از ترك رذيلت زكا يافت ، دل از كدورت صفا پذيرفت وفضايل بىمؤنت تكلف وتحمل حاصل گشت . قال اللّه تعالى :
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَاتَّقى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى » .
« 1 »
بخش فتوت در نفايس الفنون في عرايس العيون تأليف شمس الدين محمد آملي ( متوفى 753 ه ) بيشتر مأخوذ از تحفة الاخوان كاشاني است والبتة بعضي مطالب تازه هم در آن يافت مىشود . در بيان موضوع فتوت مىنويسد :
« عبارت است از معرفت كيفيت ظهور نور فطرت انساني واستيلاء آن بر ظلمت نفساني تا فضايل خلايق با سرها ملكهء آنان گردد ورذايل بكلى منتفى گردد . . . فتى از روى لغت جوان است واز روى معنى آنكه بكمال فطرت وانتهاى آنچه كمال اوست ، رسيده باشد بنابر آنكه بنده تا هوى وطبيعت برو غالب بود ، وكدورت بشريت درو ظاهر ، بمثابت صبي بود وچون از آن مقام ترقى كند وفطرت أو از آفات وامراض نفساني ورذايل وصفات شيطانى سلامت يابد ، بمثابت فتى بود چه قوة معنى انسان درو بكمال رسيده ، وفضايل بالفعل حاصل گشته چنانكه جوان را قوتهاى صوري وكمالات بدني حاصل باشد - جوانمرد را صاحب دل خوانند زيرا فطرت انساني چون بكمال رسد ، آن را دل خوانند واز اينجا خداوند فرمود كه :
إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ . »
« 2 »
ابن المعمار حنبلي ( م 642 ه ) نيز مىنويسد :
« فتوت خصلتى از خصال دين مىباشد » . « 3 » »
هامش
( 1 ) - سورة 92 آية 8 تا 6 ر . ك : تحفة الاخوان چاپ تهران ، ص 59 .
( 2 ) - سورة 37 آية 84 كه دربارهء حضرت إبراهيم است .
( 3 ) - كتاب الفتوة ابن المعمار : ترجمه ، ص 139 .