مهمى چنين وچنان در پيش دارم كه جماعتى مانع مىشوند ، اكنون بفتوى مىپرسم - شريعت چه دستوري مىدهد ؟ شايد كرد يا نه ؟ اگر آن كارها ومهمات ، صلاح وپسنديده بود ، فتوى بنويسند وگرنه گويند كه نشايد - پس معلوم شد كه فتوى كار پسنديده است زيرا كه چون مفتى فتوى نوشت ، هيچكس اعراض نتواند كرد . لا جرم فتوى وفتوت را معنى يكى است ، وآنكس كه أهل فتوت است ، بايد كه همچنان پسنديده بود ، با عدل وانصاف وداد » .
همين مصنف در جايى ديگر مىنويسد « صاحب فتوت پيوسته دست بسخاوت ومروت وايثار گشاده دارد ، بقدر دسترس أو ، وتكلف نكند وهيچ چيز دريغ ندارد وما دام سفره گشاده دارد برعادت خانقاه ، وفتوت خانه هم بر مثال خانقاه است زيرا كه صاحب فتوت بدست كسب مىكند . . . وبنا كنندهء خانقاه است . . . وهر آينده وشونده بايد كه از آنجا نصيب يابد وفايده برگيرد واز طعام وشراب وكسوت وپا - افزار ونفقت وعلم وحلم وحكمت ومعرفت وعلى هذا . . . بايد كه بقليل وكثير بقدر وسعهء طاقت از آنچه دسترس باشد ، نصيبهاى بخلق خدا برساند . » « 1 »
در تحفة الاخوان تأليف عبد الرزاق كاشاني ( م 736 ه ) نيز زير عنوان « در بيان حقيقت فتوت » مىخوانيم :
« فتوت عبارت است از ظهور نور فطرت واستيلاء آن بر ظلمت نشأت تا تمامت فضايل در نفس ظاهر شود ورذايل منتفى گردد چه فطرت انساني هرگاه كه از آفات وعوارض صفات ودواعي نفساني سلامت يابد ، واز حجب غواشى طبيعي وقيود علايق جسماني رهايى پذيرد ، صافي ومنور گردد ومستعد ومشتاق كمال شود واز مقاصد دنى ومطالب خسيس استنكاف نمايد وازرذايل أوصاف وذمايم اخلاق ، اعراض لازم شمرد واز حصار حطام دنيوي وملابس قواى غضبى وشهوتي ، كناره گيرد وبهمت عالي از أمور فانى ترقى
هامش
( 1 ) - رسايل جوانمردان ، ص 98 ، 104 ، 125 .