تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
در ملامتگه عشاق كه ديوان قضاست * پاكى يوسف جان را ز زليخا شنوند مصر دل را چو ز فرعون هوا پاك كنند * صدق موسى هذا از يد بيضا شنوند آب چون از ابر افتد قطره خوانندش همه * چون به بحر انداخت خود را نام أو دريا شود آب حيوان بايدت در ظلمت نابود شود * كانكه چشم از خود بپوشد چون خضر بينا شود
( در مصرع ثاني حرف ض در كلمهء خضر را متحرك آورده وفصحاى ديگر هم اينطور استعمال كرده‌اند وجاى ايراد ندارد ) . خصوصيت ديگر غزليات مير سيد على همداني آهنگ وموزونى آنهاست كه بعنوان نغمه وآواز در محفل سماع خواندنى ميباشد ودرين جا مخصوصا آن غزلها كه در بحر هزج يا رمل سالم مثمن گفته شده ، مورد توجه است ، واين غزلها بيشتر از آهنگ اشعار سنائى وعطار ومولوى بهره‌مند است وچون چهل اسرار مشتمل به 41 غزل و 9 رباعي وقطعهء مير سيد على همداني بوسيلهء اينجانب وخانم دكتر سيده اشرف بخارى ، دانشيار أدب فارسي در دانشكدهء دولتي فيصل آباد ، پنجاب در أواخر سال 1347 ش وباهتمام انتشارات وحيد چاپ شده ، واينك متن وترجمه وشرح آن بقلم نگارنده بزبان اردو در لاهور در شرف چاپ است ، از نقل امثلهء زياد خوددارى ميكنيم - البتة ذكر مختصرى از مخمسات خواجة مستانشاه كابلى شايد بيمورد نباشد .

مخمسات مستانشاه كابلى

حضرت خواجة مستان شاه كابلى صوفي پاكدلى بوده وبه أمير سيد على همداني عقيدت وأرادت خاصي ميورزيده است . مستان شاه شاعر هم بوده ودر شعر عرفانى أو تأثير اشعار مير سيد على همداني بچشم ميخورد أو همهء غزلهاى مير سيد على همداني را تخميس كرده وتضميناتى در قالب مخمس پرداخته است : أو به هردو مصراع از شعر على همداني سه مصراع اضافه كرده است اين سه مصراع أو در أصل