تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
بهره‌ور از خوان عدلت آمده زشت وجميل * گوسفندى گشته قرباني بجاى إسماعيل آمد از امر تو موسى را چو ميدان رود نيل * « آتش از لطفت گلستان گشته در پيش خليل خورده نمرودى بقهر از نيم پشه گوشمال » * گنگ شد در عظمت ذاتت زبان قدسيان مىسرايند ما عبدنا جملهء پيغمبران * گشته‌اند العجزگويان در صفاتت انس وجان « طوطيان طارم علوي برآورده زبان * نعره‌هاى ما عرفناك اى قديم ذو الجلال » آدم ونوح وحوا در طره‌ات گرديده صيد * گشته از عشق رخت يعقوب را چشمش سفيد خاك بستان رهت موسى وعيسى عمرو وزيد * « باده نوشان غمت داوود ومعروف وجنيد جان فروشان درت عمار وسلمان وبلال » * پادشاها بىنظيرا لازوالا ، جاودان آتش عشقت فكنده در ميان خانمان * داد مستانشه ز عشقت عاقبت روح روان « در تمناى خيالت شد علايى جان فشان * تا چه خواهد برد آخر زين تمناى محال » « 1 »
هامش
( 1 ) - متاسفانه أحوال مستانشاه كابلى معلوم نشد واز آتشكدهء وحدت ( ص 366 ) فقط اين قدر معلوم ميشود كه در سال 1284 ق از كابل به پيشاور آمده وسپس به كشمير رفته واين مخمسات را در مسجد شاه همدان ساخته است ( ص 370 ) شاعر نامى فارسي ، غلام قادر گرامى ، جالندرى ( م 7 م ) ، در توصيف مستان شاه كابلى قصايدى سروده است .