تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ويل دورانت مىنويسد : . . . در آن هنگام كسى به خواب هم نمىديد كه يك قرن بعد ، اين مردم خانه‌به‌دوش نيمى از متصرفات آسيايى دولت روم ، همهء ايران و مصر ، و بيشتر شمال آفريقا را بگشايند و به سوى اسپانيا پيش تازند . به راستى اين نمود تاريخى كه از عربستان طلوع كرد و در نتيجهء آن اعراب بر نيمى از حوزهء مديترانه تسلط يافتند و دين اسلام را در آن‌جا بسط دادند از عجيب‌ترين حوادث اجتماعى قرون وسطى است ! « 1 »

توسعه و مركزيت شهر مكه

قبلًا گفتيم كه اكثر مردم جزيرةالعرب در عصر جاهليت ، باديه‌نشين و صحراگرد بودند . شهرنشينى در منطقهء حجاز چندان رواج نداشت . آباديهايى كه درآن منطقه از آنها به نام شهر ياد مىشود ، در واقع شهرهاى كوچكى بودند و جمعيت زيادى نداشتند . بعضى از مورخان معاصر ، جمعيت شهرنشين آن منطقه را يك‌ششم « 2 » و برخى ديگر هفده درصد كل جمعيت « 3 » دانسته‌اند . مبناى اين محاسبه روشن نيست ، ولى مسلم است كه جمعيت شهرنشين درصد ناچيزى را تشكيل مىدادند . در اين ميان ، تنها شهر مكه در جنوب حجاز ( تقريباً در 83 كيلومترى درياى سرخ ) مهم‌ترين شهر منطقه بود و از چند دهه پيش از ظهور اسلام توسعه‌يافته و به تدريج جمعيت زيادى به آن جذب شده بود . توسعهء مكه دو علت داشت :

الف ) موقعيت بازرگانى

هامش
( 1 ) . ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 4 ، عصر ايمان ، ( بخش اول ) ، ترجمهء ابوطالب صارمى ( تهران : سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، چ 2 ، 1368 ) ، ص 197 .
( 2 ) . ويل دورانت ، پيشين ، ص 200 .
( 3 ) . فيليپ حِتّى ، تاريخ عرب ، ترجمهء ابوالقاسم پاينده ، 1344 ، ج 1 ، ص 125 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 89 | مهدى پيشوايى