موضوع بهقدرى روشن است كه حتى دانشمندان غيرمسلمان منصف نيز به آن اعتراف كردهاند . بهعنوان نمونه اظهارنظر سه تن از آنان را ( كه طبعاً احتمال جانبدارى متعصبانه از اسلام در مورد آنها نيست ) در اينجا مىآوريم : دكتر گوستاولوبون فرانسوى مىگويد : معجزهء بزرگ پيامبر اسلام اين بود كه توانست پيش از مرگ خود قافلهء پراكندهء عرب را گرد هم آورد ، و از اين كاروان سرگردان و پريشان ، ملت واحدى تشكيل دهد بدانسان كه همه را در برابر يك دين خاضع كرده فرمانبر و مطيع يك پيشوا گرداند . . . شكى نيست كه حضرت محمد از زحمات خود نتايج و بهرههايى گرفت كه هيچيك از اديان قبل از اسلام و از آن جمله دين يهود و نصارا ، چنين بهرههايى نصيب آنان نگشت و از اين رو آن حضرت حق بسيار بزرگى به گردن اعراب دارد . . . ما اگر بخواهيم ارزش اشخاص را به كردار و آثار نيكشان بسنجيم بهطور مسلم حضرت محمد بزرگترين مرد تاريخ است . . . ما اين دين بزرگى را كه او آورد و مردم را بدان دعوت كرد ، براى پيروانش يكى از نعمتهاى بزرگ خداوندى مىشماريم . « 1 » توماس كارلايل انگليسى مىگويد : خداوند ، عرب را به وسيلهء اسلام از تاريكىها به سوى روشنايىها هدايت نمود و در پرتو آن ، ملت خموش عرب را در آن سرزمين مرده ، زنده كرد درحالىكه عرب از آغاز آفرينش ، جز گروهى بىنام و نشان و بيابانگرد و تهىدست نبودند كه در باديه به سر مىبردند ، نه صدايى از آنان برمىخاست و نه حركتى از آنان محسوس بود . خداوند وقتى كه پيامبرى را با نور وحى و رسالت ، براى هدايت آنان فرستاد ، گمنامى را به شهرت ، حيرت و سردرگمى را به بيدارى ، پستى را به سرفرازى ، عجز و ناتوانى را به نيرومندى و جرقه را به شراره تبديل كرد . نور او همهجا تابيد ، روشنايى او همهجا را فراگرفت و شعاع هدايت او شمال و جنوب و شرق و غرب جهان را به هم پيوست بهطورىكه هنوز يك قرن از ظهور اسلام نگذشته بود كه حكومت اسلامى يك پاى در هند و پاى ديگر در اندلس نهاد . « 2 »
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 88
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٨٨
هامش
( 1 ) . تمدن اسلام و عرب ، ترجمهء سيدهاشم رسولى ( تهران : كتابفروشى اسلاميه ) ، ص 128 - 130 .
( 2 ) . الأبطال ، ترجمهء عربى به قلم محمد السباعى ( قاهره : ط 3 ، 1349 ه . ق ) ، 9 .