تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

باشد . « 5 » و به جاى خداى يگانه معبودانى اختيار كردند تا مگر يارى شوند . « 1 » به همين سبب كه بت‌پرستان ، بتها را در عبادت ، و نيز در تدبير امور جهان ، شريك خدا قرار مىدادند ، قرآن آنها را « مشرك » معرفى مىكند .

وضع آشفتهء دينى

در هر صورت ، هنگام ظهور اسلام ، بت‌پرستى با تشريفات و مراسم گسترده و شاخ و برگهاى فراوانش ، چهرهء حنيفيت را مسخ كرده بود و مشركان از نظر دينى ، وضع آشفته‌اى داشتند . از يك‌سو به بت و بت‌پرستى و مراسم آن سخت پاىبند بودند و بقاياى آيين حضرت ابراهيم را مانند « حج » ، « عمره » و « قربانى » به صورت ناقص ، تحريف يافته و آميخته با خرافات و مظاهر شرك انجام مىدادند ؛ مثلًا در عين تعظيم كعبه ، معبدهاى ديگرى نيز ساخته بودند كه مثل كعبه گرد آنها طواف مىكردند و براى آنها هدايايى مىفرستادند و در كنار آنها قربانى مىكردند ، « 2 » نمازشان در كنار كعبه چيزى جز سوت كشيدن و كف‌زدن نبود . « 3 » قبيلهء قريش هنگام احرام حج‌و گفتن « لبّيك » ، نام بتهايشان را همراه نام خدا مىبردند « 4 » و بدين ترتيب حج‌ابراهيمى را كه شامل عالىترين مظاهر توحيد است ، به شرك آلوده مىكردند . دو قبيلهء « اوس » و « خزرج » ، پس از انجام اعمال حج ، به‌جاى آنكه در سرزمين منى سر بتراشند ، در بازگشت به شهر خود ( يثرب ) پاى بت « منات » ( كه سر راه مكه به يثرب در كنار دريا قرار داشت ) « 5 » سر مىتراشيدند . « 6 »

هامش
( 5 ) . « واتَّخذوا مِن دونِ اللّه آلهةً لِيكونُوا لهم عِزّاً . » ( مريم ( 19 ) : 81 . )
( 1 ) . « و اتَّخذوا من دون‌ِاللّه آلهة لعلّهم ينصرون . » ( يس ( 36 ) : 74 . )
( 2 ) . ابىالفداء اسماعيل‌بن كثير ، السيرةالنبوية ( قاهره : مطبعة عيسى البابى الحلبى ، 1384 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 7 ؛ ابن‌هشام ، السيرةالنبوية ، ( قاهره : مطبعة مصطفى البابى الحلبى ، 1355 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 85 .
( 3 ) . « و ما كان صلاتهم عندالبيت الا مُكاءً و تصدية . » ( انفال ( 8 ) : 35 . )
( 4 ) . لبيك اللهم لبيك ، لا شريك لك لبيك الا شريك هو لك تملكه و ما ملك . ( ابن‌هشام ، پيشين ، ص 80 ؛ ابن‌كثير ، پيشين ، ص 63 ؛ شهرستانى ، الملل‌والنحل ، ج 2 ، ص 247 ؛ ابن‌كثير ، البداية والنهاية ، ج 2 ، ص 88 . )
( 5 ) . هشام كلبى ، الأصنام ، ترجمهء سيدمحمدرضا جلالى نايينى ، 1348 ، ص 13 ؛ ابن‌هشام ، السيرةالنبويّة ، ج 1 ، ص 88 ؛ آلوسى ، بلوغ‌الأرب ، ج 2 ، ص 202 .
( 6 ) . هشام‌كلبى ، پيشين ، ص 14 .