صورت مىگرفت « 1 » و اين دو امر به توسعهء شهر و رونق اقتصادى آن كمك مىكرد . البته حرمت و قداست سرزمين حرم نيز كه موجب برقرارى امنيت و آرامش در محدودهء حرم مىشد ، تأثير چشمگيرى در رونق تجارت مكه داشت ، چنانكه خداوند مىفرمايد : . . . آيا حرم امنى در اختيار آنان قرار نداديم كه ثمرات هر چيزى [ از هر شهر و ديارى ] به آن آورده مىشود ؟ اينها رزقى است از جانب ما ، ولى بيشتر آنان نمىدانند . « 2 » حضرت ابراهيم عليه السلام نيز پس از اسكان همسر و فرزندش در كنار كعبه ، چنين درخواستى از خداوند كرد : پروردگارا ! من بعضى از فرزندانم را در سرزمينى بىآب و علف ، د ركنار خانهاى كه حرم تو است ، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند ، دلهايى از مردم را متوجه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزى ده ، شايد شكر تو را به جاى آورند . « 3 » پروردگار من ! اين شهر را ايمن گردان و از مردم آن ، كسانى را كه به خدا و روز رستاخيز گرويدهاند ، ثمرات روزى گردان . « 4 »
تجارت و كليددارى قريش
دو عامل تجارت و وجود كعبه كه موجب توسعه و مركزيت شهر مكه شده بود ، موجب افزايش قدرت قريش در مكه نيز شده بود ؛ زيرا هم نبض اقتصاد و هم شؤون مذهبى كعبه را در دست داشتند : 1 . قريش به تدريج از طريق تجارت ، ثروتهاى گزافى انباشتند و ثروتاندوزان بزرگى در مكه پديد آمدند كه ارقام ثروت برخى از آنها مبالغهآميز بهنظر مىرسد . چنانكه سهم يكى از آنها در يك قافلهء تجارتى بالغ بر سىهزار دينار بود . « 5 » اشراف قريش در منطقهء ييلاقى و با