يهوديان در هر نقطهاى از عربستان كه سكونت مىگزيدند ، در پرتو مهارت در زراعت شهرت مىيافتند . در مدينه نيز علاوه بر كشاورزى ، به خاطر مهارت در حرفههايى مانند : آهنگرى ، رنگرزى و ساخت اسلحه ، شهرت به دست آورده بودند . « 1 » كيش يهود در ميان قبايل حمير ، بنىكنانه ، بنىحارث بنكعب ، كنده ، « 2 » غسّان و جذام نيز پيروانى يافته بود . « 3 »
يهود در يمن
يهوديان در هر منطقهاى كه سكونت مىكردند ، تعاليم تورات و افكار و عقايد خويش را ترويج مىكردند . يمن نيز مدتى تحت نفوذ يهود قرار گرفت و ذونواس - پادشاه يمن - كه يهودىگرى را پذيرفته بود ، مسيحيان را سركوب و كيش يهود را كيش رسمى اعلام كرد .
به عقيدهء بعضى از مورّخان ، ذونواس در اين اقدام نه انگيزهء مذهبى ، بلكه انگيزهء ملى و وطنپرستانه داشت . به اين معنا كه مسيحيان نجران با كشور حبشه روابط دوستانه داشتند و دولت حبشه با حمايت از مسيحيت در نجران آن را دستاويز مداخله در امور يمن و رسيدن به مقاصد خويش قرار داده بود . از اينرو ذونواس و طرفداران او مىخواستند با سركوب مسيحيان ، حبشه را از اين پايگاه ، محروم سازند ، به همين جهت پس از كشتار مسيحيان نجران ، يكى از آنان كه سالم مانده بود به حبشه شتافت و از امپراتور حبشه درخواست كمك كرد و اين امر منجر به جنگ بين دو كشور و شكست ذونواس در سال 525 م . گرديد و نجران تا بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همچنان مركز مهمى براى مسيحيت به شمار مىرفت . « 4 »
هامش
( 1 ) . احمد امين ، فجرالاسلام ، ص 24 .
( 2 ) . ابنقتبيه ، المعارف ، تحقيق : ثروت عكاشه ( قم : منشوراتالرضى ، ط 1 ، 1415 ه . ق ) ، ص 621 ؛ الأميرابوسعيد بن نشوارالحميرى ، الحورالعين ، تحقيق : كمال مصطفى ( تهران : 1972 م . ) ، ص 136 . در كتاب المستطرف ج 2 ، ص 88 ، نام قبيلهء حمير « نمير » ضبط شده است كه گويا اشتباه چاپى است .
( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 257 .
( 4 ) . احمد امين ، پيشين ، ص 23 ، 24 و 27 ؛ ر . ك : ابنهشام ، السيرةالنبوية ، ج 1 ، ص 37 ؛ ياقوت حموى ، معجمالبلدان ، ج 5 ، ص 266 .