تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

كيش مانى

خاستگاه و مركز كيش زردشتى ، مزدكى و مانوى ، ايران بوده است . اما اينكه آيا اين كيشها قبل از ظهور اسلام به حجاز نفوذ كرده بوده‌اند يا نه ، اختلاف وجود دارد . برخى از مورّخان معاصر به وجود اين كيشها در عربستان آن روز معتقد شده‌اند ، اما اسناد تاريخى ، تنها نفوذ كيش مانوى در آن منطقه را تأييد مىكند . يعقوبى مىنويسد : گروهى از عرب به كيش يهود گرويدند ، گروهى ديگر مسيحيت را پذيرفتند و گروهى نيز زنديق گشته به كيش ثنوى ( / دوگانه‌پرستى ) درآمدند . « 1 » گرچه كلمهء « زنديق » به معناى ملحد و منكر خدا به كار مىرود ، اما به عقيدهء صاحب‌نظران ، در اصل به معناى فرقه‌اى از پيروان كيش مانى بوده است و سپس شامل تمام مانوىها گرديده و آنگاه كافر و دهرى هم مشمول آن شده‌اند . بنابراين در منابع قديم ، مراد از زندقه كيش مانى است « 2 » و مىدانيم كه مانوى تركيبى از مسيحيت و مجوسىگرى است . « 3 »

هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 226 .
( 2 ) . احمد امين ، فجرالاسلام ، ص 108 ؛ داود الهامى ، ايران و اسلام ( قم : كانون نشر حديد ) ، ص 392 . بيرونى پس از اشاره به اينكه مزدكيان به مناسبت پيروى از زند ( / تفسير اوستا ) زنادقه ناميده مىشوند ، مىنويسد : « مانويان را نيز مجازاً زنادقه مىگويند و فرقهء باطنيه را نيز در اسلام چنين مىنامند ؛ زيرا اين دو دسته ، در توصيف خداوند به برخى از صفات و نيز در تأويل ظواهر ، شبيه مزدكيه مىباشند . » ( الأثارالباقية ، ترجمهء اكبر داناسرشت ، ص 312 . ) عبدالحسين زرّين‌كوب در اين زمينه مىنويسد : « لفظ زنديق اشتقاق آن از زنديك پهلوى ، امروز ديگر تقريباً مسلم شناخته مىشود ، در عهد اسلامى ، گذشته از استعمال دربارهء مانويه بر همهء كسانى كه به نوعى الحاد و شك و بىاعتقادى متهم بوده‌اند ، نيز اطلاق مىشده است . » ( نه شرقى نه غربى ، انسانى ، ص 110 . )
( 3 ) . شهرستانى ، پيشين ، ص 244 . يكى از مستشرقان مىگويد : « اگر كيش مانى را زردشتىگرى آميخته به مسيحيت بدانيم ، به واقعيت نزديك‌تر است از اينكه آن را مسيحيت آميخته به زردشتىگرى بناميم . » ( احمد امين ، فجرالاسلام ، ص 104 ) در مورد مانى و كيش او ر . ك : عبدالحسين زرّين‌كوب ، نه شرقى نه غربى ، انسانى ، ص 72 - 76 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 75 | مهدى پيشوايى