تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠

مىنويسد : نخستين هيأت مسيحى كه به جنوب عربستان رفت و خبر آن درست است ، همان است كه امپراتور كنتانتيوس در سال 356 م . به رياست تئوفيلوس اندوس اريوس فرستاد . اعزام هيأت مذكور ، از انگيزه‌هاى سياست جهانى آن روزگار و رقابت امپراتورى ايران و روم برسر مناطق نفوذ در جنوب عربستان مايه مىگرفت . تئوفيلوس ، كليسايى در عدن و دو كليساى ديگر در كشور حميريان بنياد كرد . مردم نجران در سال 500 ميلادى به دين جديد گرويدند . « 1 » هنگام ظهور اسلام قبايل طىّ ، مذحج ، بهراء ، سليح ، تنوخ ، غسّان و لخم در يمن مسيحى بودند . « 2 » مهم‌ترين مركز مسيحيت در يمن ، شهر « نجران » بود . نجران شهرى آباد و مرفّه بود ، و شغل مردم آن ، زراعت ، بافت پارچه‌هاى حرير ، تجارت پوست و اسلحه‌سازى بود . اين شهر در كنار جادهء بازرگانى قرار گرفته بود كه تا حيره امتداد داشت . « 3 » مسيحيت همچنان در يمن رواج داشت تا آنكه ذونواس در يمن به قدرت رسيد و مسيحيان را در فشار گذاشت تا از آيين خود دست بردارند ؛ وقتى مسيحيان مقاومت كردند ، آنان را در گودالهايى از آتش سوزاند . « 4 » سرانجام ذونواس با مداخلهء دولت حبشه در سال

هامش
( 1 ) . تاريخ عرب ، ترجمهء ابوالقاسم پاينده ( تهران : انتشارات آگاه ، چ 2 ، 1366 ) ، ص 78 . برخى از مورّخان آغاز نفوذ مسيحيت در يمن را به ورود يك قديس شامى به نام فَيْمِيُون به اين منطقه و فعاليت او در اين سرزمين نسبت مىدهند . ( ابن‌هشام ، پيشين ، ج 1 ، ص 32 - / 35 ) ؛ ياقوت حموى ، معجم‌البلدان ، ( بيروت : داراحياء التراث العربى ) ، ج 5 ، ص 266 ، واژهء نجران . ولى رنگ قصه‌پردازى وافسانه دارد و با آنچه از حِتّى نقل شد ، سازگارى ندارد .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ( نجف : مكتبةالحيدرية ، 1384 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 224 .
( 3 ) . احمد امين ، پيشين ، ص 26 .
( 4 ) . گروهى از مفسّران مىگويند : آيات 4 - 9 سورهء « بروج » دربارهء كشتار مسيحيان نازل شده است ، يا اين‌حادثه يكى از مصاديق آن آيات است . ( تفسير الميزان ، ج 20 ، ص 251 - 257 . ) آنجا كه خداوند مىفرمايد : « قُتل اصحاب‌الأُخدود . النار ذات الوقود . اذ هم عليها قعود . و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود . و ما نقموا منهم الا ان يؤمنوا بالله العزيز الحميد . الذى له ملك السموات والأرض ، والله على كل شىءٍ شهيد . »