تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 65
عصر جاهليت در لابلاى بحث ، دربارهء جزيرةالعرب و مردم آن ، از روزگار پيش از ظهور اسلام به عنوان « عصر جاهليت » ، و از مردم آن سرزمين به نام « عرب جاهلى » ياد كرديم . در اينجا يادآورى مىكنيم كه شواهدى در دست است كه نشان مىدهد كه اصطلاح عصرجاهليت پس از ظهور اسلام ، ( با الهام از قرآن ) در ميان مسلمانان ، در مورد عصر پيش از اسلام به كار رفت و مفهوم خاصى پيدا كرد . « 1 » ( 1 ) . جوادعلى ، المفصل فى تاريخالعرب قبلالاسلام ( بيروت : دارالعلم للملايين ، ط 1 ) ، ج 1 ، ص 41 - 42 . برخى از مورخان معاصر ، محدودهء زمانى اين دوره را صدوپنجاه تا دويست سال پيش از بعثت حضرت محمد صلى الله عليه و آله تخمين زدهاند . « 2 » ( 2 ) . عمر فرّوخ ، تاريخ صدرالاسلام والدولة الأموية ( بيروت : دارالعلم للملايين ، ط 3 ، 1976 م ) ، ص 39 . اگرچه واژه جاهليت از « جهل » مشتق شده است ، ولى جهل در اينجا نقطهء مقابل « علم » نيست ، بلكه نقطهء مقابل « عقل » و « منطق » است . « 3 » ( 3 ) . عمر فرّوخ مىگويد : فالجاهلية تدل على الجهل الذى هو ضدالحلم لا على الجهل الذى هو ضد العلم . ( تاريخصدرالاسلام ، ص 40 . ) درست است كه عرب آن روز جزيرةالعرب ( به شرحى كه گفتيم ) مردمى درسنخوانده و فاقد علم و دانش بودند ، اما اگر در فرهنگ اسلامى به مردم آن روزگار ، مردم « جاهل » ، و به آن عصر ، « عصر جاهليت » گفته شد ، نه تنها به علت بىدانشى ، بلكه به خاطر بينش غلط و دور از عقل و منطق آنها و پيروى از آداب و رسوم خرافى و داشتن صفاتى مانند كينهتوزى ، خودپسندى ، فخرفروشى ، تعصب كوركورانه است كه اسلام بهشدت با آنها مبارزه كرد . « 4 » ( 4 ) . ر . ك : طباطبايى ، تفسيرالميزان ، ج 4 ، ص 151 - 155 ؛ احمد امين ، فجرالاسلام ، ص 74 - 78 ؛ آلوسى ، بلوغالأرب ، ج 1 ، ص 15 - 18 ؛ شوقى ضيف ، تاريخ الادب العربى ، ج 1 ، « العصر الجاهلى » ( قاهره : دارالمعارف ، ط 7 ) ، ص 39 . مؤيد اين معنا اين است كه در يك سلسله احاديث ما ، جهل در برابر عقل معرفى شده و در كتابى مانند اصول كافى ، فصل العقل والجهل ، ( ج 1 ، صفحهء 11 به بعد ) دربرگيرندهء اين قبيل احاديث است . شايد بتوان گفت جهل در اينجا مفهومى همچون « نفهمى » دارد كه لازمهء آن بىسوادى نيست ، بلكه افراد كج فكر ، كمعقل و سبكمغز را نيز با آن متصف مىكنند . « 5 » ( 5 ) . جواد على مىگويد : « به نظر من جاهليت ناشى از سفاهت ، حماقت ، غرور ، سبكمغزى ، خشم و تسليمناپذيرى در برابر حكم و دستور الهى [ است ] واينگونه صفات است كه اسلام آنها را نكوهش كرده است . بنابراين مثل اين است كه امروز به شخص سفيه و احمقى كه سخنان زشت مىگويد و هيچ عرف و ادبى را رعايت نمىكند ، بگوييم : برو اى نادان ! كه مفهوم آن بىسوادى آن شخص نيست . » ( المفصل فى تاريخالعرب قبلالاسلام ، ج 1 ، ص 40 . )