ولى بايد توجه داشت كه رفتوآمدهاى بازرگانان حجاز به اين دو كشور تأثير چشمگيرى در رشد فرهنگ و تعالى فكرى عرب نداشته است ؛ زيرا شعاع اين تمدنها از كانال تنگى عبور مىكرد و گاهى آنچه از ديگران نقل مىشد ، همراه با تحريف بود ؛ چنانكه در بعضى از امثال عرب كه از امثال سليمان نقل شده يا در بعضى از داستانهايى كه از ايرانيان و روميان نقل كردهاند ، تحريفهايى بهچشم مىخورد . اصولًا عرب آن روز ، علم را به صورت منظم از همسايگانش اخذ نمىكرد ؛ زيرا موانعى بر سر راه اين كار بود كه برخى از آنها عبارتاند از : 1 . موانع طبيعى ، مثل كوهها ، درياها و صحراها كه ارتباط عرب را با همسايگانش دشوار مىساخت . 2 . فاصلهء زياد زندگى اجتماعى و درجهء عقلى و فكرى عرب با ايرانيان و روميان آن زمان درحالى كه اقتباس از تمدن ملتهاى ديگر در صورت وجود نزديكى فرهنگى امكانپذير است . 3 . رواج بىسوادى در ميان عرب موجب شده بود ، كسانى كه با روميان و ايرانيان تماس داشتند ، برخى از سخنان حكمتآميز يا برخى از قصهها و ضربالمثلها يا حوادث تاريخى را به گونهاى نقل كنند كه ناقل به سهولت بتواند آن را به خاطر بسپارد و بدويان و امثال آنان بتوانند آن را درك كنند . بنابراين در حدّ سطحى بود و از عمق و آموزندگى لازم برخوردار نبود . بنابراين مىتوان نتيجه گرفت كه روابط عرب با كشورهاى همسايه تنها در زندگى مادّى و ادبى آنان اثر گذاشته بود . « 1 » در مورد تأثير حضور يهوديان نيز گفته مىشود كه يهوديان از زمان حضرت موسى عليه السلام و بعد از آن به واسطهء تعديات روميان به خصوص پس از خرابى اورشليم ، به حجاز مهاجرت كردند . « 2 » آمدن يهوديان به حجاز در وضع اجتماعى عرب آن منطقه تأثير بسزايى داشت و داستانهاى تورات و تلمود نيز به عرب حجاز منتقل شد . « 3 »
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 61
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٦١
هامش
( 1 ) . ر . ك : فجرالاسلام ، ص 29 .
( 2 ) . يهوديان عمدتاً در يثرب ، خيبر ، فدك و تيماء سكونت داشتند و تعداد كمى نيز در طائف بودند ، اما هيچنشانهاى از وجود يك جمعيت يهودى در مكه در دست نيست .
( 3 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ترجمهء على جواهركلام ( تهران : اميركبير ، 1333 ) ، ج 1 ، ص 16 با تلخيص .