تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
البته گاهى در شعرى از اشعار جاهليت ، يا مثلى از ضرب‌المثلهاى آن روز يا داستانى از داستانهاى آنان ، نشانه‌اى از فكر روشن و پيوند بين علتها و معلولها به چشم مىخورد ، اما اينها نيز فاقد تفكر عميق و شرح و تحليل است . اين ناتوانى از تحليل پديده‌ها ، ريشهء اصلى انواع و اقسام خرافات و موهوماتى است كه عرب آنها را باور داشت و كتب تاريخ عرب و اسلام پر از انواع اين‌گونه باورهاست . « 1 »

بهرهء عرب از علم و هنر

برخى از دانشمندان كوشيده‌اند تا ثابت كنند كه عرب داراى علومى مانند طبّ ، ستاره‌شناسى ، قيافه‌شناسى بوده است . « 2 » ولى اين ادعا مبالغه‌آميز است . آشنايى عرب با اين علوم و فنون به‌صورت علم و فن منسجم و تنظيم يافته نبوده است ؛ بلكه در حدّ اطلاعات پراكنده و سطحى ، مبنى بر حدس و گمان موروثى از بزرگان قبيله و مسموعات آنها از سالخوردگان و پيرزنان بوده است . اين‌گونه اطلاعات را نمىتوان « علم » ناميد . مثلًا آگاهى عرب از ستاره‌شناسى محدود مىشد به شناخت برخى از ستارگان و وقت طلوع و غروب آنها ، آن هم به‌منظور جهت‌يابى در بيابانهاى پهناور و يا تشخيص اوقات شب و امثال اينها . اطلاعات آنها در طب نيز به گفته ابن خلدون : غالباً مبتنى بود بر تجربيات كوتاه و كم‌دامنه ، روى بعضى از اشخاص ، و آن طب به طور ارثى از مشايخ و پيرزنان قبيله نسل به نسل به فرزندانشان منتقل مىشد . چه بسا بعضى از بيماران به سبب آن ، بهبود مىيافتند ، ولى اين نه بر حسب قانون بود و نه موافق با مزاج . « 3 » طبابت پزشكانى مانند حارث‌بن‌كلده نيز از همين قبيل بود .

هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر پيرامون خرافات عرب جاهليت ر . ك : بلوغ‌الارب فى معرفة احوال‌العرب ، ج 2 ، ص 303 - 367 ؛ ابن ابىالحديد ، شرح نهج‌البلاغه ، ( قاهره : دار احياء الكتب العربية ) ، ج 19 ، ص 382 - 429 .
( 2 ) . آلوسى ، پيشين ، ج 3 ، ص 182 ، 223 ، 261 و 327 .
( 3 ) . مقدمه ، ترجمهء محمد پروين گنابادى ، ( تهران ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، 1362 ، چ 4 ) ، ج 2 ، ص 1034 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 58 | مهدى پيشوايى