تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
شجاعت در ميدان جنگ ، شهامت بىحد ، بخشندگى در حدّ اسراف ، سرسپردگى تام به قبيله ، بىرحمى در گرفتن انتقام ، خونخواهى و انتقام‌جويى از متجاوزانى كه نسبت به حقوق وى يا قبيله و بستگانش تجاوز كرده بود ، شرف و فضيلت عرب به‌شمار مىرفت . « 1 »

ريشهء صفات خوب عرب

چنان‌كه گفتيم گرچه رقابت بر سر آب و چراگاه ، غالباً به كشمكش منجر مىشد و قبايل را به جان هم مىانداخت ، اما از طرف ديگر احساس ضعف و ناتوانى در مقابل طبيعت سرسخت و خشن ، اين فكر را رواج داده بود كه همگان به يك رسم مقدس ، يعنى همان‌نوازى احتياج دارند . خوددارى از پذيرايى مهمان در سرزمينى كه فاقد كاروانسرا و مهمانخانه بود ، نقص اخلاق و شرف به‌شمار مىرفت . شاعران دوران جاهليت كه به‌منزلهء روزنامه‌نگاران عصر ما بودند ، به هرمناسبت از اهميت مهمان‌نوازى كه با حماسه‌جويى و جوانمردى در شمار برجسته‌ترين فضايل قوم عرب بود ، سخن گفته و آن را مىستودند . « 2 » اما بايد توجه داشت كه بسيارى از صفات خوب آنها همچون شجاعت ، مهمان‌نوازى ، كرم و حمايت از پناهندگان ( چنان‌كه بعدها در فرهنگ و تعاليم اسلامى مطرح شد ) از ارزشهاى معنوى و انسانى سرچشمه نمىگرفت ، بلكه ريشه در عوامل اجتماعى و فرهنگ جاهليت ، مانند تفاخر و هم‌چشمى در ميان قبايل داشت ؛ زيرا شجاعت و جرأت لازمهء زندگى در آن محيط فاقد نظم و امنيت اجتماعى بود . علاقه به شهرت و نام نيك ، اميد رسيدن به رياست ، بيم از هجو شعرا ، نگرانى از برچسب لئيمى و خسّت طبع و امثال اينها بود كه عرب را به بذل و بخشش ، وفاى به عهد ، حمايت از پناهندگان و مانند اينها وادار مىكرد . خصلتهاى مهمان‌نوازى و جوانمردى در محيطى كه مردم آن با فزونى مال و فرزندان و كثرت تعداد جنگاوران فخرفروشى مىكردند ، وسيلهء سربلندى آنها شمرده مىشد ، و اين معنا بر كسى كه با تاريخ اسلام آشناست ، پوشيده نيست . « 3 »

هامش
( 1 ) . احمد امين ، فجرالاسلام ( قاهره : مكتبة النهضة المصرية ، ط 9 ، 1964 م ) ، ص 76 .
( 2 ) . فيليپ حِتّى ، تاريخ عرب ، ترجمهء ابوالقاسم پاينده ( تهران : آگاه ، چ 2 ، 1366 ) ، ص 33 - 35 .
( 3 ) . ر . ك : جعفر مرتضىالعاملى ، الصحيح من سيرةالنبى الاعظم ( قم ، 1402 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 50 - 54 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 56 | مهدى پيشوايى