تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

او ازدواج مىكرد ، و اگر مايل به زناشويى با وى نبود ، او را به ازدواج شخصى ديگر درآورده و از مهر او استفاده مىكرد ، و در صورت تمايل ، حق داشت وى را به كلى از ازدواج با مردان ديگر محروم ساخته بىشوهر نگه دارد تا پس از مرگ ، مال او را تصاحب كند ! « 1 » بنابراين ازدواج با زن پدر ( / نامادرى ) منع قانونى نداشت ، از اين‌رو قرآن از اين كار نهى كرد . « 2 » به گفتهء مفسّران ، در عصر اسلام ، هنگامى كه شخصى به نام ابوقيس بن اسْلَت درگذشت و پسرش تصميم گرفت با زن پدر خود ازدواج كند ، از طرف خداوند اين آيه نازل شد : « لا تَحِلُّ لَكُمْ انْ تَرِثُوا النِساءَ . . . » « 3 » براى شما حلال نيست كه زنان را به ارث ببريد . تعدد زوجات نيز در جامعه آن روز بدون هيچ محدوديتى رواج داشت . « 4 »

تراژدى زن

چنان كه مشهور است يكى از بدترين عادات آنان ، زنده به گوركردن دختران بود . از آنجا كه دختر ، در آن جامعهء دور از تمدن و فرهنگ كه زور و خشونت در آن حاكم بود ، نمىتوانست همچون مرد ، جنگاورى كرده و از قبيلهء خود دفاع كند و ممكن بود در درگيريهاى قبيلگى به دست دشمنان افتاده ، از آنان فرزند به دنيا آورده و مايهء ننگ گردد ، به اين كار دست
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، پيشين ، ج 4 ، ص 254 - 258 ؛ سيوطى ، الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور ( قم : مكتبة آيةالله مرعشى نجفى ، 1404 ه . ق ) ، ج 2 ، تفسير آيهء 22 سورهء نساء ، ص 131 - 132 ؛ شهرستانى ، الملل والنحل ( قم : منشورات الرضى ، ط 2 ) ، ج 2 ، ص 254 ؛ حسن ، حسن ، حقوق زن در اسلام و اروپا ( چ 7 ، 1357 ) ، ص 34 . عرب كسى را كه پس از مرگ پدر ، زن او را مىگرفت « ضيزن » مىناميد . ( محمد بن حبيب ، المحبر ، ص 325 . ) ابن قُتيبهء دينورى ، تعدادى از اين‌گونه زنان را كه پس از مرگ شوهر ، با ناپسرى خود ازدواج كردند ، نام برده است . ( المعارف ، تحقيق : ثروة عكاشه ، قم : منشورات الرضى ، ص 112 . )
( 2 ) . « ولا تنكحوا ما نكح آبائكم من‌النساء . » ( نساء ( 4 ) : 22 )
( 3 ) . طباطبايى ، پيشين ، ج 4 ، ص 258 ؛ طبرى ، جامع‌البيان فى تفسيرالقرآن ( بيروت : دارالمعرفة ، ط 2 ، 1392 ه . ق ) ، ج 4 ، ص 207 ، ذيل تفسير آيهء 19 سورهء نساء .
( 4 ) . طباطبايى ، پيشين ، ج 2 ، ص 267 .