قهر كرده در خانهء همسايه به سر مىبرد . همسرش در حالى كه دختربچه را بازى مىداد ، اشعارى را با اين مضمون زمزمه مىكرد : ابوحمزه را چه شده است كه نزد ما نمىآيد و در خانه همسايه به سر مىبرد ؟ ! او از اين كه ما پسر نمىزاييم خشمگين است ! به خدا سوگند اين كار در دست ما نيست ! ما آنچه را كه به ما داده مىشود تحويل مىگيريم . « 1 » سخنان اين مادر ، در واقع ادعانامهاى بر ضد نظام حاكم در آن جامعه ، و بيانگر « تراژدى زن » در ميان آن مردم است . نخستين قبيلهاى كه اين رسم غلط را بنا نهاد ، قبيلهء « بنىتميم » بود . مىگويند به دنبال خوددارى اين قبيله از پرداخت ماليات به نعمانبنمنذر بين آنان جنگى درگرفت كه به اسيرى زنان و دختران تميمى منجر شد . هنگامى كه نمايندگان بنىتميم براى بازگرداندن اسيران به دربار نعمان رفتند ، وى اختيار اقامت در حيره يا بازگشت به ميان بنىتميم را به خود زنانواگذار كرد . دختر قيسبنعاصم ، رئيس قبيله كه در بين اسيران بود و با يكى از درباريان ازدواج كرده بود - ماندن در دربار را برگزيد . قيس از اين جريان سخت ناراحت شد و با خود عهد كرد كه بعد از آن دختران خود را بكشد « 2 » و اين كار را كرد . اين رسم پس از آن كمكم در ميان قبايل ديگر نيز رواج يافت . گفته مىشود كه قبايل قيس ، اسد ، هذيل و بكربن وائل ، به اين جنايت دست مىزدند . « 3 » البته اين رسم عموميت نداشت و برخى از قبايل و شخصيتهاى بزرگ ، با اين كار مخالف بودند از آن جمله ، عبدالمطلب - جد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله - با اين كار مخالفت مىكرد . « 4 » و افرادى
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 51
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٥١
هامش
( 1 ) .ما لابى حمزة لا يأتينا * يظلّ فىالبيت الذى يلينا
غضبان الا نلد البنينا * تالله ما ذلك فى ايدينا
وانما نأخذ ما أعطينا * ونحن كالأرض لزارعينا
ننبت ما قد زرعوه فينا. ( جاحظ ، البيان والتبيين ، بيروت : داراحياء التراثالعربى ، 1968 م ، ج 1 ، ص 127 - 128 ؛ عايشه بنتالشاطىء ، پيشين ، ص 433 - 434 ؛ آلوسى ، بلوغالارب فى معرفة احوالالعرب ، ج 3 ، ص 51 . )
( 2 ) . ابوالعباس المبرد ، پيشين ، ج 1 ، ص 392 ؛ ابن ابىالحديد ، پيشين ، ج 13 ، ص 179 .
( 3 ) . ابن ابىالحديد ، پيشين ، ج 13 ، ص 174 .
( 4 ) . آلوسى ، پيشين ، ج 1 ، ص 324 ؛ تاريخ يعقوبى ( بيروت : دارصادر ) ، ج 2 ، ص 10 .