تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

مىزدند . « 1 » برخى نيز در اثر اقتصاد پريشانى كه گريبان‌گير آنان بود از ترس فقر و نادارى به زنده به گوركردن دختران مىپرداختند . « 2 » در مجموع ، دختر در نظر آنان موجود شومى بود . قرآن مجيد تفكر غلط آنان را در اين زمينه چنين نقل مىكند : و هرگاه به يكى از آنان بشارت دهند كه دختر نصيب او شده ، صورتش [ از فرط ناراحتى ] سياه مىشود و خشم خود را فرو مىخورد . به خاطر مژدهء بدى كه به او داده شده ، از قوم و قبيلهء خود متوارى مىگردد [ و نمىداند كه ] آيا او را با قبول خوارى و ننگ نگه دارد يا در خاك پنهانش كند ؟ ! آگاه باشيد كه بد حكمى مىكنند . « 3 » محروميت و محكوميت زن در آثار و ادبيات عرب آن روزگاران انعكاس فراوان يافته است ، چنان‌كه در ميان آنان معمول بود كه هركس داراى دخترى مىشد ، به وى مىگفتند : « خدا شما را از ننگ او ايمن بدارد ، هزينهء او را فراهم سازد ، و قبر را خانهء داماد قرار دهد . » « 4 » شاعرى عرب در اين‌باره گفته است : براى هر پدرى كه داراى دخترى است و ماندن او را دوست مىدارد ، سه‌گونه داماد هست : خانه‌اى كه زير سايهء آن قرار گيرد ، شوهرى كه او را حفظ كند و قبرى كه او را فروپوشاند ، ولى بهترين آنها قبر است . « 5 » گفته شده كه شخصى به نام ابوحمزه به خاطر آنكه همسرش دختر به دنيا آورده بود ، از وى

هامش
( 1 ) . شيخ عباس قمى ، سفينةالبحار ( تهران : كتابخانهء سنايى ، ج 1 ) ، ص 197 ( كلمهء جهل ) ؛ ابن ابىالحديد ، شرح‌نهج‌البلاغه ، تحقيق : محمد ابوالفضل ابراهيم ( قاهره : داراحياءالكتب العربية ، 1961 م ) ، ج 13 ، ص 174 ؛ كلينى ، الأصول من الكافى ( تهران : دارالكتب الاسلامية ) ، ج 2 ، باب « البرّ بالوالدين » ، ح 18 ، ص 163 ؛ قرطبى ، تفسير جامع الأحكام ( بيروت : دارالفكر ) ، ج 19 ، ص 232 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) : 151 ؛ اسراء ( 17 ) : 31 ؛ قرطبى ، پيشين ، ص 232 .
( 3 ) . نحل ( 16 ) : 58 - 59 .
( 4 ) . آمنكم الله عارها و كفاكم مؤنتها ، و صاهرتم القبر !
( 5 ) .لكل اب بنت يرجى بقائها * ثلاثة اصهاراذا ذكرالصهر فبيت يغطّيها وبعل يصونها * و قبر يواريها و خيرهم القبر !( عائشة عبدالرحمن بنت‌الشاطىء ، موسوعة آل‌النبى ( بيروت : دارالكتاب العربية ، 1387 ه . ق ، ص 435 . )