تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 45
را حق و عدالت قرار داد و تأكيد كرد كه مسلمانان بايد برپادارندهء جدى عدالت باشند ، اگرچه اين عدالت به زيان خود آنان يا پدر و مادر و نزديكانشان باشد : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، كاملًا به عدالت قيام كنيد ، براى [ رضاى ] خدا شهادت دهيد اگرچه [ اين گواهى ] به زيان خود شما يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد . اگر [ آن كس كه برايش گواهى مىدهيد ] غنى يا فقير باشد ، خداوند سزاوارتر است كه از آنها حمايت كند ، بنابراين از هوى و هوس پيروى نكنيد كه از حق منحرف خواهيد شد ، و اگر حق را تحريف كنيد يا از اظهار آن اعراض نماييد ، خداوند به آنچه انجام مىدهيد ، آگاه است . « 1 » ( 1 ) . نساء ( 4 ) : 135 . غارت و آدمكشى عرب باديه خارج از محدودهء قبيله ، نسبت به مردم ديگر ، علاقه و احساسات دوستانه نداشت و اينگونه عواطف از حدود خانواده و قبيله كه اعضاى آن با يكديگر خويشاوندى داشتند ، تجاوز نمىكرد . شعاع فكر و درك و فهم عرب ، در دايرهء تنگ قبيله محدود مىشد . عرب بدوى چونان ناسيوناليست هاى افراطى و نژادپرستان امروز ، همه چيز را براى خود مىخواست و احساسات و علاقهء وى در مرحلهء نخست متوجه منافع خود و خويشانش بود . چنانكه يكى از آنان در عصر اسلام ، تحت تأثير فرهنگ جاهلى ، هنگام دعا گفت : « خدايا مرا بيامرز ، محمد را نيز بيامرز ، و جز ما ، ديگرى را نيامرز ! » « 2 » ( 2 ) . اللهمّ ارحمنى و محمداً ولا ترحم معنا احداً . ( صحيح بخارى ، شرح و تحقيق : الشيخ قاسمالرفاعى ، ( بيروت : دارالقلم ) ، ج 8 ، كتاب الأدب ، باب 549 ، ح 893 ، ص 327 - 328 و با اندكى تفاوت در الفاظ : سنن ابىداود ، ( بيروت : دارالفكر ) ، ج 4 ، كتاب الأدب ، باب « من ليست له غيبة » ، ص 271 . ) محروميتى كه حاصل زندگى در صحرا بود ، آنان را به غارتگرى وا مىداشت ؛ زيرا سرزمينهاى آنان ، از نعمت ديگر ملتها محروم بود و آنان اين كمبود و محروميت طبيعى را به وسيله چپاول و غارت جبران مىكردند و راهزنى و غارت كاروانها را نه تنها امرى ناروا نمىشمردند ، بلكه ( همچون امروز كه فتح يك شهر يا تصرف يك ايالت را افتخار مىدانند )