تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢

آلوسى كه از صاحب‌نظران در مسئله « عرب‌شناسى » است ، مىگويد : عرب جاهلى اهميت زيادى به حفظ و شناخت نسب خود مىداد ؛ زيرا اين شناخت يكى از وسايل الفت و هميارى بود . آنها محتاج‌ترين افراد به اين شناخت بودند ؛ زيرا آنها قبايل متفرق بودند ، آتش جنگ پيوسته در ميانشان شعله‌ور ، و غارت و چپاول رايج بود و از آنجا كه نمىخواستند زير بار قدرتى بروند تا از آنها حمايت كند ، ناگزير نسب خود را حفظ مىكردند تا بر دشمن خود پيروز شوند ، چرا كه مهر و محبت بستگان به يكديگر و تعصب و حمايت از خويشان ، موجب الفت و پشتيبانى از يكديگر مىگردد و از ذلت و تفرقه جلوگيرى مىكند . « 1 » دين اسلام ، هرگونه برترى نژادى را نفى كرد . با آنكه قرآن در ميان قريش و عرب نازل شد ، اما هرگز مخاطب آن قريش يا عرب و امثال اينها نيست ، بلكه مخاطب آن ، « ناس » ( / مردم ) و در موارد بيان وظايف مسلمانان ، مؤمنان است . قرآن تفاوتهاى نژادى را يك امر طبيعى مىداند و فلسفهء اين تفاوتها را شناخته‌شدن افراد از يكديگر معرفى مىكند و تفاخر به نژاد و نسب را محكوم و ملاك ارزش را « تقوا » اعلام مىكند : اى مردم ! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد [ اينها ملاك امتياز نيست ] گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شماست ، خداوند دانا و آگاه است . « 2 » پيامبر اسلام عليه السلام با تأكيد ، تفاخر به نژاد و نسب را محكوم مىساخت ، به عنوان نمونه : 1 . در فتح مكه كه دژ اصلى قريش ( كه خود را از نژاد برتر مىپنداشتند ) سقوط كرد ، فرمود : مردم ! خداوند كبر و تفاخر به پدران را كه در جاهليت رواج داشت ، در پرتو اسلام از بين

هامش
( 1 ) . بلوغ‌الارب ، ج 3 ، ص 182 ؛ همچنين ر . ك : المفصل فى تاريخ‌العرب قبل‌الاسلام ، ج 1 ، ص 466 - 467 .
( 2 ) . حجرات ( 49 ) : 13 . طبق روايتى از امام صادق عليه السلام و بر اساس برخى تفسيرها ، مقصود از كلمهء « قبايل » در آيهء مزبور ، واحدهاى كوچك عربى است كه هركدام « قبيله » ناميده مىشدند و مقصود از « شعوب » واحدهاى ملى غيرعربى است . ( طبرسى ، مجمع‌البيان ، تفسير سوره حجرات ، ذيل آيهء 13 . )
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 42 | مهدى پيشوايى