فردى از قبيله به حكم خويشاوندى و همخونى ، موظف بود به افراد قبيله ( بدون توجه به اينكه حق با آنهاست يا نه ) كمك كند . اين وظيفه ابتدا از طرف نزديكان و اعضاى خانواده و عشيره انجام مىشد و هرگاه موفقيت حاصل نمىشد و خطر ، دفع نمىگرديد ، بقيهء طايفه و قبيله به كمك مىآمدند . اگر فردى كشته مىشد ، خونخواهى ، وظيفهء نزديكترين اقوام بود « 1 » و اگر مقتول از قبيلهء ديگر بود ، رسم « انتقام » اجرا مىشد و هريك از افراد قبيله قائل در معرض اين خطر بود كه جان خود را به عوض مقتول از دست بدهد ؛ زيرا سنت حاكم بر صحرا مىگفت : « خون را جز خون نمىشويد ! » و خونبهايى جز گرفتن انتقام پذيرفته نبود . به يك اعرابى گفتند : آيا حاضرى از كسى كه به تو آزارى رسانده بگذرى و از او انتقام نگيرى ؟ گفت : « من خوشحال مىشوم كه انتقام بگيرم و به جهنّم بروم ! » « 2 »
رقابتها و تفاخرهاى قبيلگى
رقابت و تفاخر قبيلگى ، يكى ديگر از رفتارهاى عرب آن روزگاران بود . عرب به هر يك از ارزشهاى حاكم در آن جامعه ( كه نوعاً ارزشهاى موهوم و پوچ بود ) مىنازيد و به خاطر دارابودن آنها به قبايل ديگر فخر مىفروخت . گذشته از صفاتى مانند شجاعت در ميدان جنگ ، بخشندگى و وفادارى ، « 3 » مال و ثروت ، تعداد فرزندان و وابستگى به قبيلهء قدرتمند ، هركدام در نظر عرب آن روز ، ارزش مهم و وسيلهء برترى و كسب افتخار و شرف بود . قرآنكريم ، سخنان آنان را چنين بازگو و محكوم مىكند : و گفتند : ما اموال و فرزندان بيشتر داريم [ و اين نشانهء احترام وارزش ما نزد خدا است ] و ما مجازات نخواهيم شد ، بگو : پروردگار من روزى را براى هركس كه بخواهد فراخ يا