تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

تنگ مىكند [ و اين ربطى به قرب و احترام شما در پيشگاه او ندارد ] ولى بيشتر مردم نمىدانند ! اموال و فرزندانتان شما را نزد ما مقرب نمىسازد جز كسانى كه ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند . « 1 » روزى كسرى - پادشاه ايران - از نعمان بن منذر - پادشاه حيره - پرسيد : آيا در ميان قبايل عرب ، قبيله‌اى هست كه بر ديگران شرف و برترى داشته باشد ؟ پاسخ داد : بلى . گفت : مايهء شرف آنها چيست ؟ گفت : هركس كه سه نفر از پدران او پىدرپى رئيس قبيله باشد و چهارمين نفر از نسل آنها نيز به رياست برسد ، دراين صورت رياست قبيله به خاندان او مىرسد . « 2 » اعراب در زمان جاهليت ، به فزونى افراد قبيلهء خود افتخار مىكردند و به اين وسيله به قبايل رقيب فخر مىفروختند و با آنان به منافره مىپرداختند ؛ « 3 » يعنى با شمارش افراد خود ، مدّعى مىشدند كه نفرات قبيلهء آنان از قبيلهء رقيب افزون‌تر است . روزى ميان دو قبيله ، اين‌گونه تفاخر آغاز شد و هريك ، افتخارات قبيلگى خود را برشمرده و طرفين مدعى شدند كه اشراف و نفرات قبيلهء آنها و وابستگانشان بيشتر است ، آنگاه به سرشمارى پرداختند ! شمارش اشراف و افراد زنده كارساز نشد ، و خواستار شمارش مردگان شدند و به اتفاق به گورستان رفتند و به سرشمارى مردگان خود پرداختند ! « 4 » قرآن اين‌گونه رقابت و تفاخر جاهلانه و دور ازعقل و منطق را نكوهش و محكوم كرد : افزون‌طلبى [ و تفاخر به مال و افراد ] شما را به خود مشغول ساخته [ و از خدا غافل نموده است ] تا آنجا كه به ديدار گورها رفتيد [ و قبور مردگان خود را بر شمرديد ] و به آن افتخار كرديد . چنين نيست كه مىپنداريد ، به زودى خواهيد دانست ! « 5 »

ارزش نسب

يكى از مهم‌ترين معيارهاى ارزشى در ميان عرب جاهليت نسب بود كه براى آنها بسيار
هامش
( 1 ) . سبأ ( 34 ) : 35 - 37 .
( 2 ) . آلوسى ، پيشين ، ج 1 ، ص 281 .
( 3 ) . منافره از نفر مشتق است ؛ يعنى هريك ، نفرات خود را به رخ ديگرى بكشد . ( آلوسى ، پيشين ، ص 288 . ) داستانهاى فراوانى از اين‌گونه مفاخرات در تاريخ عرب پيش از ظهور اسلام نقل شده است .
( 4 ) . سيدمحمدحسين طباطبايى ، تفسيرالميزان ، ج 20 ، ص 353 ؛ آلوسى ، پيشين ، ج 1 ، ص 279 .
( 5 ) . تكاثر ( 102 ) : 1 - 3 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 40 | مهدى پيشوايى