تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤

خود را نشان مىداد ، چنان‌كه بلافاصله پس از رحلت رسول خدا ، خزرجيان و اوسيان در سقيفه ، گرايشهاى قبيلگى را زنده كردند « نحن الأُمراء و أنتم الوُزراء » و « منّا أمير و منهم أمير » « 1 » گفتند ، درحالىكه بر حسب تعاليم اسلام ، مرزهاى قبيلگى « من » و « ما » برداشته شده بود و همه ، يك « ما » ، و همه باهم برادر دينى بودند ( إِنَّما المُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ . ) بنابراين كاملًا پذيرفتنى است كه ( در خوش‌بينانه‌ترين حالت ) ، برخى از فعالان سياسى قرشى ( همچون دوران مكه ) با بنىهاشم احساس رقابت داشته باشند و با اين‌گونه معيارها ، خلافت يك هاشمى را بر نتابند ! 6 . در مورد شأن نزول آيهء سوم و شصت و هفتم سورهء « مائده » ، اقوال و احتمالات ديگرى نيز در برخى از كتب تفسير و حديث ذكر شده است ، اما اسناد و شواهد فراوانى گواهى مىدهد كه هر دو آيه ، در غديرخم نازل شده است . « 2 » محتواى اين دو آيه هم نشان مىدهد كه به مناسبت امر مهمى مانند رهبرى امت پس از پيامبر نازل شده است و با حوادث ديگرى كه برخى ذكر كرده‌اند ، سازگارى ندارد ؛ مثلًا در آيهء سوم ، روى چهار موضوع تكيه شده كه تنها با امر امامت تناسب دارد : الف ) يأس و نوميدى كفّار از شكست دين اسلام كه تصور مىكردند اسلام قائم به شخص پيامبر اسلام است و پس از فوت او ، بساط آن برچيده مىشود ؛ اما با معرفى شخص توانمند ، عادل و برجسته‌اى مانند على عليه السلام به جانشينى آن حضرت ، مسلم شد كه اسلام تداوم مىيابد ، از اين‌رو نوميد شدند . ب ) تكامل نهايى اسلام ؛ زيرا بدون تعيين جانشين پيامبر يعنى بدون ادامهء رهبرى ، اين آيين به تكامل نهايى نمىرسيد . ج ) اتمام نعمت هدايت با ادامهء رهبرى امت . د ) اعلام پذيرش اسلام به‌عنوان آيين نهايى از طرف خداوند ، با تكميل برنامه‌هاى اسلام . « 1 »

هامش
( 1 ) . ابن‌قُتيبهء دينورى ، الإمامة و السياسة ( قم : منشورات الشريف الرضى ) ، ص 24 - 25 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ، رجوع شود به : الغدير ، ج 1 ، ص 214 ، 247 .
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر در اين باره ، و نيز در مورد وجود فاصله بين دو آيهء مورد بحث در سورهء مائده ، و اين كه صدر و ذيل آيهء سوم شامل احكام گوشت‌هاى حرام است و تناسبى با امر ولايت ندارد . ( رجوع شود به : تفسير نمونه ، ج 4 ، ص 263 - 271 . )