تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢

امتحان شايسته‌اى دادند ، بنابراين بعيد به نظر مىرسد كه اگر چنين حادثه‌اى رخ داده بود ، با آن مخالفت كنند ، به‌ويژه آنكه رحلت آن بزرگوار به فاصلهء كمى ( حدود هفتاد روز ) پس از غدير رخ داد ، بنابراين هنوز از خاطره‌ها فراموش نشده بود . براى روشن‌شدن پاسخ اين شبهه ، بايد توجه داشت كه بررسى حوادث زمان رسول خدا نشان مىدهد كه با وجود مراتب معنوى اصحاب ( به صورت كلى ) ، سرپيچى از فرمان پيامبر اسلام ، در ميان آنان ، بىسابقه نبود . هنوز ناخالصىهايى در برخى از مسلمانان آن روز وجود داشت كه موجب مىشد همه‌جا و هميشه در برابر دستور خدا و پيامبر ، تسليم و اطاعت از خود نشان ندهند و وقتى فرمان پيامبر ، با تمايلات شخصى ، گرايش قبيلگى يا افكار سياسى آنان همسو نبود با نوعى خودرأيى و اجتهاد ناموجّه ، مىخواستند پيامبر را از تصميم خود منصرف سازند يا در اجراى آن كوتاهى مىكردند ، و گاهى به آن اعتراض مىنمودند . نمونه‌هاى روشن اين نوع برخوردها ، در جريان امضاى صلح حديبيه ، خروج از احرام در حجةالوداع ، اعزام سپاه اسامه ، و ماجراى دوات و قلم در واپسين روزهاى حيات پيامبر اسلام ، در تاريخ ثبت شده و مرحوم علّامه سيدشرف‌الدين مجموع آنها را در كتاب ارزندهء النصّ و الإجتهاد گرد آورده است : افزون بر اين ، تعدادى از آيات قرآن مجيد بر لزوم تبعيت از دستور پيامبر اسلام تأكيد دارد و آن را لازمهء ايمان مىداند و به مسلمانان هشدار مىدهد كه از تمرّد از فرمان پيامبر ، يا سبقت بر او خوددارى كنند ، و انتظار نداشته باشند پيامبر از آنها اطاعت كند ! اين آيات كه نمونه‌هايى از آنها در ذيل مىآيد ، نشان مىدهد كه اين‌گونه مخالفتها وجود داشته است : « . . . فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ؛ « 1 » پس كسانى كه با فرمان او ( خدا ) مخالفت مىكنند ، بايد بترسند كه مبادا دچار بلا ، يا گرفتار عذابى دردناك شوند ! » « يا أيُّها الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَي اللَّهِ وَ رَسُوله وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛ « 2 » اى

هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) : 63 .
( 2 ) . حجرات ( 49 ) : 1 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 322 | مهدى پيشوايى