سعيدبنزيد ، « 5 » قتادة بننعمان و سلمة بناسلم « 6 » حضور داشتند . پيامبر اسلام هنگام دستور اعزام سپاه ، هيچ كسالتى نداشت ، اما از فرداى آن روز دچار تب و بيمارى شد كه در نهايت به رحلت آن بزرگوار انجاميد . در بستر بيمارى به رسول خدا گزارش رسيد كه عدهاى ، به علت جوانى اسامه به فرماندهى او اعتراض دارند . ازاينرو هنوز سپاه ، از مدينه حركت نكرده است . رسول خدا با حالت بيمارى و رنجورى به مسجد تشريف برد و طىسخنانى ، مردم را جهت حركت و همكارى با سپاه اسامه تشويق نمود و فرمود : مردم ! اين چه سخنانى است كه از بعضى از شما در مورد فرماندهى اسامه مىشنوم ؟ ! اگر امروز به فرماندهى اسامه خرده مىگيريد ، قبل از او به فرماندهى پدرش نيز اعتراض داشتيد . به خدا سوگند زيد شايستهء فرماندهى بود ، پسرش نيز بعد از او شايستهء اين منصب است . . . . « 7 » رسول خدا در روزهاى پايانى عمرش حال وخيمى داشت و به حالت اغما فرو مىرفت و يكبار كه بههوش آمد از سپاه اسامه پرسيد ، گفتند : آمادهء حركت مىشود . حضرت فرمود : « سپاه اسامه را روانه كنيد ، خدا به كسانى كه با اين سپاه همراه نباشند لعنت كند . » « 1 » با وجود
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 326
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٣٢٦
هامش
( 5 ) . ابنسعد ، پيشين ، ص 190 ؛ شيخ عبدالقادر بدران ، تهذيب تاريخ دمشق ، تأليف حافظ ابنعساكر ( بيروت : دار احياء التراث العربى ، 1407 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 121 .
( 6 ) . ابنسعد ، پيشين ، ص 190 ؛ تقى الدّين احمد بن على مقريزى ، امتاعالأسماع ، تحقيق محمد عبدالحميد النميسى ( بيروت : دارالكتب العلمية ، ط 1 ، 1420 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 124 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 121 .
( 7 ) . ابنسعد ، پيشين ؛ مقريزى ، پيشين ، ج 2 ، ص 124 ؛ زينى دحلان ، پيشين ؛ شيخ عبدالقادر بدران ، پيشين ؛ حلبى ، پيشين ، ص 228 . در روايت بخارى و مسلم سخنان رسول خدا چنين آمده است :
ان تطعنوا فى إمارته فقد كنتم تطعنون فى إمارة ابيه من قبل و أيم اللّه ان كان لخليقا للإمارة و إن كان لمن أحبّ الناس إلىَّ و إنّ هذا لمن أحبّ الناس الىّ بعده . ( صحيح بخارى ، تحقيق شيخ قاسم الشماعى الرفاعى ( بيروت : دارالقلم ، 1407 ه . ق ) ، ج 6 ، ص 326 ؛ المغازى ، باب 203 ، حديث 9 ؛ صحيح مسلم ، بشرح الإمام النووى ، ( قم : دارالفكر ، 1401 ه . ق ) ، ج 15 ، فضائلالصحابة ، ص 195 . )
( 1 ) . جهّزوا جيش اسامة ، لعن اللّه من تخلّف عنه . ( محمدبن عبدالكريم شهرستانى ( قم : منشورات الشريفالرضى ) ، ص 29 ، گرچه شهرستانى لعن رسول خدا در مورد اين گروه را مرسلًا نقل كرده ، اما طبق نقل ابنابىالحديد ، ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى در كتاب « السقيفة » اين لعن را به صورت مسند از عبدالله بن عبدالرحمان نقل كرده كه حضرت چندين بار فرمود : أنفذوا بعث اسامة ، لعن اللّه من تخلّف عنه . ( شرح نهجالبلاغه ، ج 6 ، ص 52 . )