اين همه تأكيد پيامبر اسلام ، در تمام چهارده روزى كه بيمارى آن حضرت طول كشيد « 2 » با بهانهگيرىهاى گروهى ، و دفعالوقت اسامه ، اين سپاه عملًا حركت نكرد تا آنكه پيشواى اسلام رحلت نمود . چنانكه قبلًا در حادثهء غدير خم توضيح داديم ، اين حادثه از موارد روشن سرپيچى و تمرّد برخى از مسلمانان از فرمان صريح پيامبر است .
هدف عالى پيامبر صلى الله عليه و آله
در مورد تلاش پيامبر براى اعزام سپاه اسامه ، نكات و موضوعات قابل توجهى وجود دارد كه توجه به آنها لازم به نظر مىرسد :
1 . در بسيج اين سپاه بزرگ اسلامى ، فرماندهى سپاه به عهدهء جوانى گذارده شده بود كه سنّ او از بيست سال تجاوز نمىكرد ، درحالىكه اين سپاه براى پيكار با نيرومندترين دشمن و بهمنظور حمله به نقطهاى حساس و بسيار دور از مركز حكومت اسلامى گسيل مىشد . 2 . در اين سپاه ، رجال و پيرمردانى تحت فرماندهى اسامهء جوان قرار داده شده بودند كه بعضى از آنان از فرماندهان جنگها و رؤساى قبايل و از ياران مشهور پيامبر بودند و خود را داراى مقام و منزلت ارجمندى مىدانستند و براى احراز منصبى بالاتر از منصب اين فرمانده جوان مهيا مىشدند .
3 . پيامبر اسلام با آنكه مىدانست پايان عمرش نزديك شده ( و در آغاز خطبهء غدير به آن اشاره نمود ) و ابرهاى تاريك فتنه و حوادث سهمگين بر امت اسلامى سايه افكنده است .
سپاه اسلام را به سرزمين دوردستى اعزام فرمود و بزرگان مهاجران و انصار را با اين سپاه همراه نمود . با توجه به تدبير و دورانديشى و سياست الهى پيامبراسلام صلى الله عليه و آله ، ترديدى نيست كه اقدام به چنين امر خطيرى ، براى هدف مهمى انجام گرفته كه تحمل اين دشواريها و خطرها در برابر آن آسان بوده است .
هامش
( 2 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ( نجف : المكتبة الحيدرية ، 1384 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 178 .