ج ) پيامبر اسلام ، نخست تعبير اولى به نفس را در مورد خود به كار برده ، سپس على عليه السلام را اولى معرفى مىكند ، اين تقارن ، گواه روشنى است بر اينكه حضرت در مقام اثبات مقامى براى على عليه السلام ( ولايت امر مسلمين ) است كه خود ، داراى آن است . « 1 » د ) تبريك گفتن مسلمانان به على عليه السلام پس از خطبهء پيامبر صلى الله عليه و آله ، بهعنوان « مولاى مؤمنين » تنها با ولايت تناسب دارد . ه ) اعلام اكمال دين و اتمام نعمت از جانب خداوند هرگز با موضوع دوستى تناسب ندارد . و ) حسّانبنثابت ، شاعر رسول خدا و اديب و سخنشناس آن روز عرب كه خود در غدير حضور داشت با اجازهء پيامبر اسلام سخنان آن حضرت را در قالب اشعارى در آورد و در آنها به جاى كلمهء مولى ، « امام » و « هادى » را به كار برد :
فقال له : قُم يا على فإِنَّنِى * رضيتُك مِن بعدى اماماً و هادياً
اميرمؤمنان عليه السلام نيز طى اشعارى كه براى معاويه فرستاد ، چنين نوشت :
و أوجب لى ولايتَه عليكم * رسولُ اللّه يوم غدير خُم « 1 »
هامش
( 1 ) . طبق روايتى كه احمد حنبل ( در مسند ، ج 1 ، ص 119 ) و ابناثير ( در اسدالغابة ، ج 4 ، ص 28 ) نقل كردهاند ، پيامبر اسلام فرمود : الست اولى بالمؤمنين من أنفسهم و ازواجى امّهاتهم ، آيا من از مؤمنان نسبت به جانشان اولى و مقدّم نيستم ؟ و همسرانم مادر آنها نيستند ؟ كاملًا مشخص است كه مادرىِ همسران پيامبر براى مسلمانان طبق آيهء 6 سورهء « احزاب » ، از احكام اختصاصى آن حضرت به مناسبت مقام نبوت است ، و در اينجا ، همراه آوردن آن با اولويت خود نسبت به جانهاى مسلمانان ، به خوبى نشان مىدهد كه پيامبر مىخواست مقام نبوت خود را مطرح نموده ، سپس نظير آن ، يعنى ولايت را براى على عليه السلام اعلام و اثبات كند .
گفتنى است ابنكثير كه گرايش خاصى دارد ، پس از نقل حديث ياد شده ، بدون هيچ توضيح و ذكر هيچ دليلى ، سند آن را ضعيف و غريب معرفى مىكند ! ( البداية والنهاية ، ج 5 ، ص 211 . ) درحالىكه راوى اول آن يعنى عبدالرحمان بن ابى ليلى از طرف علماى اهل سنت توثيق شده و از چند طريق ديگر نيز نقل شده است . ( ر . ك : الغدير ، ج 1 ، ص 177 - 178 . )
( 1 ) . براى آگاهى از صورت كامل اين قراين و شواهد ر . ك : الغدير ، ج 1 ، ص 370 - 385 ؛ پيشوايى از نظر اسلام ، جعفر سبحانى ، ص 234 - 238 .