طبرى در اين كتاب بابى را به ولايت على عليه السلام اختصاص داده و در آن ، روايات صحيحى را از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آورده كه آن حضرت چه قبل از حجّةالوداع و چه بعد از آن فرمود : « من كنت مولاه فعلىٌّ مولاه ، اللهمّ والِ من والاه و عادِ من عاداه و انصُر من نصره و اخذُل من خذله و نيز فرمود : علىٌّ أميرالمؤمنين ، علىٌّ أخى ، علىٌّ وزيرى ، علىٌّ وصيّى ، علىٌّ خليفتى على امَّتى مِن بعدى ، علىٌّ أولىَ الناس بالناسِ من بعدى و امثال اينها كه جانشينى على را براى آن حضرت اثبات مىكند و نشان مىدهد كه مىبايست امت ، رهبرى را به او واگذار كنند و كسى از او جلو نيفتد و بر او امارت نكند . » « 4 » 3 . تنها شبهه قابل ذكرى كه در اين باره مطرح شده ، تشكيك در مفاد آن توسط برخى از علماى اهل سنت ، مانند فخر رازى و قاضى عضد ايجى است . اينان با تأييد اصل قضيه ، كلمهء « مولى » را كه رسول خدا آن را در خطبهء غدير در مورد على عليه السلام به كار برده و افادهء « ولايتالهيّه » و « امامت » مىكند ، به دوست ، ناصر و امثال اينها تفسير نموده ، ادعا مىكنند كه اين حادثه بر ولايت على عليه السلام دلالت نمىكند ، بلكه پيامبر اسلام در آن خطبه ، لزوم دوستى على را اعلام كرد . اينان مىگويند : مَفْعَل ( مَوْلى ) در لغت به معناى أَفْعَلْ ( أَوْلى ) نيامده است . بنابراين مولى در گفتار پيامبر اسلام بهمعناى دوست است . « 1 » مرحوم علّامه امينى با بررسى دقيق علمى و با ذكر شواهد فراوان قرآنى ، حديثى و لغوى و
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 317
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٣١٧
هامش
( 4 ) . شرح الأخبار ، ج 1 ، ص 134 - 135 . همچنين براى آگاهى بيشتر پيرامون كتاب الولاية ر . ك : پارههاى بر جاى ماندهء كتاب فضائل على بن ابى طالب ، رسول جعفريان ، فصلنامهء ميقات حج ، شمارهء 34 .
( 1 ) . الغدير ، ج 1 ، ص 350 ، 354 و 356 .