موسى تشبيه كرد و جملهء ياد شده را فرمود . « 2 » اين سخن تاريخى پيامبر اسلام كه به « حديث منزلت » مشهور است ، از دلايل روشن و واضح امامت و جانشينى على عليه السلام است ؛ زيرا گرچه سخن پيامبر اسلام در مورد حادثهء خاص يعنى سفر تبوك است ، اما استثناى منقطع نشان مىدهد كه على عليه السلام جز مقام نبوت ، در تمام شؤون ، و از آن جمله جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله با هارون ، برادر موسى يكسان است . « 1 »
هامش
( 2 ) . صحيح بخارى ، شرح و تحقيق شيخ قاسم شماعى رفاعى ، ( بيروت : دارالقلم ، ط 1 ، 1407 ، ه . ق ) ، ج 6 ، ص 309 ؛ المغازى ، باب 195 ، ح 857 ؛ صحيح مسلم ، بشرح النووى ( بيروت : دارالفكر ، 1401 ه . ق ) ، ج 15 ، ص 175 ؛ فضائلالصحابة ، فضائل علىبن ابىطالب . گفتار پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دربارهء على عليه السلام مبنى بر اينكه او نسبت به آن حضرت ، همچون هارون نسبت به موسى است ، علاوه بر كتابهايى كه نام برده شد ، در منابع ياد شده در زير نيز آمده است :
المواهب اللدنية ، ج 1 ، ص 348 ؛ الإستيعاب فى معرفةالأصحاب ، ( در حاشيه الإصابة ) ، ج 3 ، ص 34 ؛ البداية والنهاية ، ج 5 ، ص 7 و ج 8 ، ص 77 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 179 ؛ كنزالعُمّال ، ح 14242 ، 32881 ، 36572 ؛ الجامع الصحيح ، ترمذى ، المناقب ، باب 21 ، ح 3730 ؛ التنبيه و الاشراف ، ص 235 ؛ الصواعق المُحرقة ، ص 121 ؛ الاصابة ، ج 2 ، ص 509 ، شمارهء 5688 ؛ سيرهء زينى دحلان ، ج 2 ، ص 126 ؛ مروجالذهب ، ج 3 ، ص 14 ؛ امالى شيخ طوسى ، ص 599 .
در اينجا بايد گفت كه طبق نقل بعضى از منابع ، پيامبر اسلام در اين سفر محمدبن مسلمة و براساس نقل برخى ديگر ، سِباع بن عُرفُطة را جانشين خود در مدينه قرار داد . ( ر . ك : ابنهشام ، السيرةالنبوية ، ج 4 ، ص 162 ؛ السيرةالحلبية ، ج 3 ، ص 102 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، ج 3 ، ص 143 ؛ الطبقاتالكبرى ، ج 2 ، ص 165 ؛ المواهب اللدنية ، ج 1 ، ص 348 . ) اما چنانكه ملاحظه شد ، با توجه به كثرت و بلكه تواتر روايات جانشينى على عليه السلام ، آن هم در منابع معتبر شيعه و سنى ، نمىتوان به روايات مخالف آنها اعتماد كرد . ابنعبدالبرّ ، از مورخان و رجالنويسان و فقيهان بزرگ اهل سنت در قرن پنجم ، مىنويسد : حديث أنت منّى بمنزلةِ هارونَ مِن موسى را گروهى از صحابه نقل كردهاند و اين حديث از موثّقترين و صحيحترين روايات است و آن را سعد بن أبى وقّاص ، ابنعباس ، ابوسعيد خُدرى ، امّسلمة ، اسماء بنت عُميس ، جابر بن عبدالله انصارى و گروه انبوهى كه ذكر نام آنها به طول مىانجامد ، نقل كردهاند . ( الإستيعاب ، ج 3 ، ص 34 . )
( 1 ) . اما با وجود چنين دلالت روشن ، از ميان دانشمندان اهل سنت ، حلبى شامى و ابنتيميه با تعصب و تفكر خاصى كه داشتهاند ، در دلالت اين حديث تشكيك كردهاند . براى آگاهى بيشتر پيرامون دلالت اين حديث و نيز تفصيل منابع و طرق آن كه بالغ بر بيش از صد طريق است ، به كتاب الغدير ، ج 3 ، ص 197 - 201 ؛ احقاق الحق ، ج 5 ، ص 133 - 234 و كتاب پيشوائى از نظر اسلام ، تأليف استاد آيتالله جعفر سبحانى ( انتشارات مكتب اسلام ، 1374 ش ) ، فصل پانزدهم مراجعه فرماييد .