آيه نازل شد . « 6 » برخى از مسلمانان نيز بدون عذر موجّه ، از همراهى سپاه اسلام كوتاهى ورزيدند و قرآن كريم آنان را « متخلّفان » ( برجاى ماندگان ) ناميد و نكوهش كرد . « 7 » چند تن نيز با وجود علاقهء شديد به شركت در جهاد ، به علت فقدان سازوبرگ جنگى ، از حضور در جبهه محروم ماندند . « 8 »
جانشينى على عليه السلام در مدينه
آن روز وضع مدينه حسّاس بود و چنان كه ديديم ارتش اسلام ، عازم محل بسيار دورى بود و از طرف ديگر منافقان با وجود تظاهر به اسلام ، از همراهى رسول خدا صلى الله عليه و آله سرپيچى نموده در مدينه ماندند ، درحالىكه عبدالله بن ابىّ طرفداران فراوانى دور خود جمع كرده بود . « 9 » علاوه بر منافقان ، بيم توطئهء دشمنان شكستخوردهء اسلام در مكه و اطراف آن و در ميان باديهنشينان اطراف مدينه نيز مىرفت . از اينرو لازم بود در غياب پيامبر اسلام ، مرد نيرومندى مركز حكومت نوبنياد اسلامى را اداره و از هر گونه توطئه جلوگيرى كند ، و گرنه ممكن بود حوادث ناگوارى اتفاق بيفتد . با اين ملاحظات ، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام را در مدينه جانشين خود قرار داده به او فرمود : « براى ادارهء مدينه بايد يا من بمانم يا تو . » « 1 » مسعودى مىنويسد : مشهورتر آن است كه رسول خدا ، على را به اين منظور جانشين خود در مدينه قرار داد كه با متخلفان از سفر [ / منافقان ] كه قبلًا گفتيم ، باشد [ و آنها را مهار كند ] . « 2 »