جنگ تبوك « 2 »
در بررسى ريشههاى جنگ موته ، با موضع خصمانهء امپراتورى روم در برابر حكومت نوپاى اسلامى آشنا شديم و ديديم كه در نخستين برخورد نظامى بين نيروهاى اعزامى ارتش اسلام و ارتش محلى روم ، مسلمانان دچار شكست شدند . دولت روم و ايران در آن زمان دو ابرقدرت بزرگ بودند و جنگهاى متناوب طولانى با هم داشتند ، اما طبعاً تحمل ظهور يك قدرت سوم را در سطح جهان نداشتند . از اين رو طبيعى بود كه پيروزى مسلمانان در فتح مكه و شكست قبيلهء هوازن در جنگ حنين ، براى رومىها ( كه از ناحيهء شام همسايهء شمالى جزيرةالعرب بودند ) ناخوشايند باشد . با اين ملاحظات و با توجه به پيروزى رومىها در جنگ موته ، انتظار تحرك نظامى از طرف امپراتورى روم ، انتظار واقعبينانهاى بود . در سال نهم هجرت توسط بازرگانانى كه بين مدينه و شام رفت و آمد مىكردند ، به پيامبر گزارش رسيد كه هرقل ، امپراتور روم ، آمادهء حمله به مدينه است ؛ « 3 » حضرت اين گزارش را جدّى گرفت و در صدد مقابله برآمد . امپراتورى روم به لحاظ سابقهء خصومت و نيز از نظر قدرتِ بالاى سياسى و نظامى ، بدترين دشمن مسلمانان در آن زمان بهشمار مىرفت . « 1 » گزارشها نشان مىداد كه هرقل تعدادى از قبايل عرب مانند لَخْم ، جُذام ، عامله و غسّان را در اين حركت با خود متحد ساخته و پيشرزمان او تا