فصل دوم : گسترش اسلام
جنگ موته
چنانكه گذشت ، پيامبر پس از پيمان صلح حديبيه رسالت جهانى خود را آغاز كرد و سران و زمامداران جهان آن روز را به اسلام دعوت نمود . در ميان كشورهاى آن روز ، امپراتورى روم ( و ايران ) از موقعيت برترى برخوردار بودند . قيصر روم با اطّلاعاتى كه از نبوّت حضرت محمد صلى الله عليه و آله به دست آورده بود ، مايل به پذيرش اسلام بود ، اما چون تمايل خود را ابراز داشت ، با مخالفت شديد مردم ( مسيحى ) و ارتش روم روبرو شد و از تصميم خود عقبنشينى كرد . « 1 » اين معنا نشان مىدهد كه امرا و سران ديگر روم در برابر اسلام موضع خصمانه داشتند . بروز جنگ موته را مىتوان با اين نگرش ، ريشهيابى كرد . پيامبر اسلام بهدنبال گسترش دعوت خود در خارج از جزيرةالعرب ، در ماه جمادىالاولى در سال هشتم هجرت ، حارث بن عُمير ازْدى را با نامهاى ، نزد پادشاه بُصْرى ( شام ) فرستاد . « 2 » شُرَحْبيل بن عَمْرو غسّانى - فرمانرواى محلى شام از طرف قيصر روم - « 3 » پيك رسول خدا را بازداشت كرد و پس از بازجويى و آگاهى از مأموريتش ، وى را در دهكدهء موته به قتل رساند . اين حادثه بر پيامبر سخت گران آمد و موجب تأثر او گرديد . « 4 »