تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
رهسپار مأموريت شد و با يك نبرد قهرمانانه مرحب را به قتل رساند و با شجاعت بىنظير ، آن قلعهء محكم و مقاوم را فتح نمود . چنان‌كه ملاحظه شد در فتح خيبر و سقوط اين كانون بزرگ توطئه و فتنه ، چند عامل ، از جمله فرماندهى شايستهء پيامبر ، تاكتيكهاى نظامى او ( همچون غافل‌گيرى دشمن و كسب اخبار و اطلاعات از درون اردوگاه آنان ) و بالاخره شجاعت كم‌نظير على عليه السلام مؤثر بود . فداكارى و دلاورى على عليه السلام در اين جنگ و تجليل پيامبر صلى الله عليه و آله از وى چنان چشم‌گير بود كه زبانزد مسلمانان شده بود و تا سالها بعد ، در خاطره‌هاى نسل آن روز باقى مانده و در سينهء تاريخ معاصر آن دوره ثبت شده بود ؛ چنان‌كه معاويه در دوران قدرت و حكومتش ( كه بدعت ناسزاگويى به على عليه السلام را رواج داده بود ) به سعد وقّاص گفت : چرا به ابوتراب ( على عليه السلام ) ناسزا نمىگويى ؟ او پاسخ داد : من هرگز به او ناسزا نمىگويم ؛ زيرا به ياد دارم كه پيامبر دربارهء او سه فضيلت بيان كرد كه آرزو مىكنم كاش من داراى يكى از آنها بودم : 1 . در يكى از جنگها [ تبوك ] پيامبر او را در مدينه جانشين خود قرار داد ، او به پيامبر گفت : مرا با زنان و كودكان در شهر گذاشتى ؟ پيامبر فرمود : آيا دوست ندارى نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى ( جانشين ) باشى ؟ با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نخواهد بود ؟ 2 . در جنگ خيبر فرمود : پرچم را به دست شخصى خواهم سپرد كه خدا و پيامبر را دوست دارد ، خدا و پيامبر نيز او را دوست دارند . آن روز همهء ما آرزو كرديم كه به چنين مقامى نايل شويم . پيامبر فرمود : على عليه السلام را بياوريد ، او را آوردند درحالىكه گرفتار درد چشم
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 276 | مهدى پيشوايى