بود ، پيامبر از آب دهان خود به چشم او ماليد ، چشم على عليه السلام فوراً خوب شد و حضرت پرچم را به او داد و خداوند قلعه را به دست او فتح كرد . 3 . هنگامى كه [ قرار شد پيامبر اسلام با پيشوايان مسيحى نجران مباهله كند ] آيهء : « فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْنائَنا وَ أَبْنائَكُمْ » « 1 » نازل شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسين را فرا خواند و گفت : « خدايا خاندان من اينهايند . » « 2 » على عليه السلام از آن نبرد سرنوشتساز چنين ياد مىكند : ما با كوهى از مردان و اسباب جنگى و سلاحها روبرو شديم ، قلعههاى آنها تسخيرناپذير و تعدادشان بسيار فزون بود ، دلاوران آنها هر روز از دژها بيرون آمده مبارز مىطلبيدند و از سپاه ما هر كس پا به ميدان مىگذاشت ، كشته مىشد . هنگامى كه تنور جنگ داغ شد و دشمن باز مبارز طلبيد و سپاهيان ما دستخوش ترس و وحشت شده ، عاجزانه به يكديگر نگاه مىكردند و همه از من مىخواستند پاى در پيش بگذارم ، پيامبر از من خواست برخيزم و به سوى دژ حمله كنم ، من پيش تاختم و با هر يك از قهرمانان آنان روبرو شدم ، او را به هلاكت رساندم و هر سلحشورى مقاومت كرد او را نقش زمين ساختم و به عقبنشينى وادارشان كردم ، آنگاه همچون شيرى كه شكار خود را تعقيب كند ، آنان را تعقيب كردم تا آنكه به درون قلعه پناهنده شده ، دروازه را بستند ، من در دژ را از جا كنده به تنهايى وارد شدم . . . . و در اين راه هيچ كمكى جز خداوند نداشتم . . . » . « 3 »
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 277
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢٧٧
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 61 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، بشرح النووى ، ج 15 ، ص 176 . سعد وقّاص ( از بنى زهره ) از سابقين در اسلام بود و در سن 17 سالگى ( الطبقاتالكبرى ، ج 3 ، ص 139 ) يا 19 سالگى ( السيرةالحلبية ، ج 1 ، ص 434 ) در مكه به دين اسلام درآمد . او در عصر مدينه از بزرگان مهاجران به شمار مىرفت و از رقيبان سياسى على عليه السلام و يكى از اعضاى شوراى شش نفرى خلافت پس از قتل عمر بود و در اين شورا به على عليه السلام رأى نداد . ( ابنابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 188 . ) پس از قتل عثمان كه على عليه السلام با استقبال عظيم مردم به خلافت رسيد ، او جزء افراد انگشتشمارى بود كه با على عليه السلام بيعت نكرد . ( مسعودى ، مروجالذهب ، ج 2 ، ص 353 ؛ ابناثير ، الكافى فىالتاريخ ، ج 3 ، ص 191 ) اما با همهء اينها به اين سه فضيلت بزرگ على عليه السلام معترف بود ! .
( 3 ) . صدوق ، الخصال ، ص 369 ، باب السبعة .