پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى رفع دشمنىها و خصومتهاى گذشته پيشگام شد و گروهى را به سرپرستى عبدالله بن رواحه نزد وى فرستاد و در صدد جلب موافقت او برآمد . او كه همراه عبدالله با گروهى از يهود عازم مدينه بود ، در نيمه راه پشيمان شد و در صدد قتل وى برآمد . در اثر درگيرى بين طرفين ، او و همراهانش كشته شدند « 1 » و بدين ترتيب كوششهاى صلحطلبانهء پيامبر نافرجام ماند . علاوه بر اين توطئهها و فتنهانگيزىها ، به گفتهء يكى از مورخان معاصر ، اين نگرانى وجود داشت كه يهود خيبر با سابقهء دشمنى كه با مسلمانان داشتند و به انگيزهء تلافى شكست بنىقينقاع و بنىنضير و بنىقُريظه ، آلت دست امپراتورى ايران يا روم قرار گيرند و حملهاى بر ضد مسلمانان تدارك ببينند . « 2 » از اينرو پيامبر اسلام پس از برقرارى پيمان صلح حديبيه كه از خطر جنوب آسوده خاطر شد ، در اوايل سال هفتم با هزار و چهارصد نفر رزمنده « 3 » بهمنظور خلعسلاح يهوديان خيبر بهسوى شمال حركت كرد و مسير ارتش اسلام را چنان انتخاب نمود كه ارتباط قبيلهء نيرومند غَطَفان ، همپيمان خيبريان را با آنان قطع كرد و امكان همكارى اين دو گروه را سلب نمود . « 4 » با استفاده از اصل « غافلگيرى دشمن » ، قلعههاى خيبر ، شبانه به محاصرهء ارتش اسلام درآمد و سران يهود با روشنشدن هوا از خطر آگاه شدند . جنگ مسلمانان با خيبريان جنگى نابرابر بود ؛ زيرا آنان در دژهاى محكم سنگر گرفته و دروازهها را بسته بودند و با گماشتن نگهبانان بر فراز برجها و ديوارها ، با تيراندازى و پرتاب سنگ مانع نزديكشدن سربازان اسلام به ديوار قلعهها مىشدند ؛ چنان كه در يك حمله ، پنجاه نفر از سربازان اسلام زخمى شدند . « 1 »
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 274
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢٧٤
هامش
( 1 ) . ابنهشام ، پيشين ، ج 4 ، ص 266 - 267 .
( 2 ) . محمدحسين هيكل ، حياةمحمد ( قاهره : مكتبة النهضة المصرية ، ط 8 ) ، ص 386 .
( 3 ) . واقدى ، پيشين ، ص 689 ؛ محمدبنسعد ، الطبقاتالكبرى ( بيروت : دار صادر ) ، ج 2 ، ص 107 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 4 ، ص 364 .
( 4 ) . واقدى ، پيشين ، ص 639 .
( 1 ) . همان ، ص 646 .