جنگ خيبر
خيبر مجموعه چند قلعه بود كه مردم آن به كشاورزى و دامدارى اشتغال داشتند . به علت استعداد خوب كشاورزى منطقه ، از آن بهعنوان « انبار غلّهءحجاز » « 1 » ياد مىشد . خيبريان وضع اقتصادى خوبى داشتند ، حجم فراوان ذخيرهء غذايى خواروبار و سلاح و مهمّاتى كه پس از سقوط قلعهها به دست مسلمانان افتاد ، حكايت از اين موضوع داشت . ساختمان و استحكامات نظامى قلعهها نيز مقاوم و استوار بود و تعداد مردان جنگى آنها بالغ بر ده هزار نفر مىشد . « 2 » به همين دليل خود را نيرومندتر از آن مىدانستند كه مسلمانان جرأت جنگ با آنان را داشته باشند . « 3 » چنانكه در جريان جنگ بنىنضير و خندق ، گفته شد ، يهوديان خيبر از هر فرصتى براى ضربهزدن بر حكومت نوبنياد اسلامى استفاده مىكردند و خيبر به كانون دائمى فتنه و توطئه برضد اسلام تبديل شده بود . سران بنىنضير نيز پس از شكست نظامى در مدينه به خيبريان پيوسته و با آنان به همكارى پرداختند . در سال ششم هجرت ، سلّام بن ابى الحُقَيق از سران بنىنضير كه رياست يهود خيبر را بهدست آورده بود ، با گردآورى قبيلهء غَطَفان و ديگر قبايل مشرك ، نيروى بزرگى را براى جنگ با مسلمانان فراهم ساخت . بهدنبال اين فتنهانگيزيها و قتل وى توسط مسلمانان ، خيبريان بهجاى او اسير بنزارم « 4 » را به رياست خود برگزيدند . او نيز به دشمنى با اسلام و تحريك اين قبايل پرداخت . « 5 »