6 . « و ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم . » « 1 » اين آيات ، همه جزء سورههاى مكى است و نشان مىدهد كه عموميت دعوت پيامبر اسلام ، از همان دوران تبليغ در مكه مطرح بوده است . اما با وجود اين دلايل و شواهد روشن ، برخى از اروپاييان همچون « گلدزيهر » ادعا كردهاند كه فراگيرى و عموميت رسالت محمد ، بعدها به وجود آمد و اصول تعليمات نخستين او بيش از نياز بعضى از عرب زمان حيات او نبود . [ ! ] « 2 » با توجه به آنچه گفتيم بىپايگى اين سخن روشن مىگردد و نيازى به بحث بيشتر ندارد .
آغاز دعوت جهانى
اگر پيامبر اسلام در سالهاى دعوت در مكه و چند سال پس از هجرت ، گامى در جهت گسترش اسلام در خارج از جزيرةالعرب برنداشت ، به خاطر آن بود كه كارشكنىها و دشمنىهاى مشركان مكه ، يهود و دشمنان ديگر فرصت چنين كارى را نمىداد . اما پس از پيمان صلح حديبيه كه فكر او از ناحيهء خطر حملهء قريش آسوده گشت و آرامش نسبى در مدينه حكمفرما شد ، در ذيحجهء سال ششم يا محرم سال هفتم هجرت ، طى نامههايى كه به شاهان و زمامداران آن روز جهان نوشت ، آنان را به اسلام دعوت كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله در يك روز شش نامه توسط شش تن از ياران خود به زمامداران بزرگ آن روز جهان فرستاد كه عبارت بودند از : نجاشى ، پادشاه حبشه ؛ قيصر روم ؛ خسرو پرويز ، پادشاه ايران ؛ مُقَوْقِس ، پادشاه مصر ؛ حارثبنابى شِمْر غسّانى ، حاكم شام و هَوْذَةَ بن على ، پادشاه يمامه . « 3 » البته اين ، طليعهء دعوت جهانى پيامبر اسلام بود و نامههاى دعوت زمامداران جهان محدود به اين شش نامه نبود ، بلكه حضرت از آن روز تا هنگام وفات ، بهتدريج پيكهاى ديگرى به اطراف جهان فرستاد . « 4 » مضمون نامهها