آيا كسانى را كه بهرهاى از كتاب [ آسمانى ] به آنان داده شده نديدهاى ؟ كه به « جبت » و « طاغوت » ايمان دارند و در بارهء كافران مىگويند : آنها از كسانى كه ايمان آوردهاند ، هدايت يافتهترند ؟ ! آنها كسانى هستند كه خدا لعنتشان كرده است و هركس را خدا لعنت كند براى او ياورى نخواهى يافت . « 1 » اين داورى كينهتوزانهء سران يهود به قدرى دور از انصاف و منطق بود كه حتى برخى از يهوديان امروز ، آنان را به خاطر اين كار سرزنش مىكنند . دكتر اسرائيل ولفنسون يهودى در كتاب تاريخ يهود در سرزمين عرب مىنويسد : آنان نمىبايست مرتكب چنين خطاى فاحش بشوند و در برابر سران قريش پرستش بتها را برتر از توحيد اسلامى معرفى كنند اگرچه قريش تقاضاى آنها را رد مىكردند ؛ زيرا بنىاسرائيل قرنها حامل پرچم توحيد در ميان ملتهاى بتپرست بودند . « 2 » در هر صورت ، سران يهود سپس به سراغ قبيلهء « غَطَفان » رفتند و آنها را دعوت به همكارى درجنگ با مسلمانان كردند . « 3 » از اين قبيله تيرههاى بنىفزاره ، بنىمُرّه و بنى أشْجع اعلام آمادگى كردند . « 4 » همچنين موافقت قبيلهء بنىسُلَيْم و بنىاسد را گرفتند . « 5 » قريش نيز همكارى هواداران و متحدان خود همچون قبيلهء ثقيف و بنىكِنانه را جلب كرد « 6 » و بدين ترتيب اتحاد نظامى نيرومندى به وجود آمد و يك سپاه ده هزار نفرى « 7 » به فرماندهى
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 250
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢٥٠
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 51 - 52 .
( 2 ) . محمدحسين هيكل ، حياة محمد ( قاهره : مكتبة النهضة المصرية ، ط 8 ، 1963 م ) ، ص 329 .
( 3 ) . آنان به غطفان وعده دادند كه در برابر اين همكارى ، محصول يكسالهء خرماى خيبر را به آنان بپردازند . ( بلاذرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 343 ؛ واقدى ، پيشين ، ج 2 ، ص 44 . )
( 4 ) . طبرى ، پيشين ، ج 3 ، ص 44 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 3 ، ص 225 ؛
( 5 ) . محمدبنسعد ، پيشين ، ج 2 ، ص 66 ؛ واقدى ، پيشين ، ج 2 ، ص 443 ؛ ابنشهرآشوب ، مناقب آل ابى طالب ( قم : المطبعة العلمية ) ، ج 1 ، ص 197 ؛ مجلسى ، بحارالأنوار ، ج 20 ، ص 197 .
( 6 ) . بلاذرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 343 .
( 7 ) . ابنسعد ، پيشين ، ج 2 ، ص 66 ؛ طبرى ، پيشين ، ج 3 ، ص 46 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 3 ، ص 230 ؛ سمهودى ، پيشين ، ج 1 ، ص 301 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 20 ، ص 200 .