و عمومى ، خونريزى و تعرّض به افراد ، متوقف مىشد . بنابراين ، خطرى حضرت را تهديد نمىكرد تا موردى براى پناهندگى باشد . با توجه به اين قراين ، مىتوان استنباط كرد كه حضرت در بازگشت از طائف - كه مىگويند شبى در « نخله » « 1 » توقف كرد و در آنجا گروهى از جنّيان آيات قرآن را شنيدند - « 2 » از طريق وادى نخله وارد مكه شد . « 3 »
جاذبهء قرآن
پيامبر ، در دعوت مردم به اسلام ، كمتر از خود سخن مىگفت . بهترين ابزار دعوت او آيات قرآن بود كه در گوش عرب جاذبهء سحرانگيز داشت . قرآن معجزهء بزرگ حضرت محمد صلى الله عليه و آله است ، معجزهء فصاحت و بلاغت . الفاظ و كلمات ، تركيب جملات ، گزينش واژهها و آهنگ خاص آيات قرآن ، چنان در اوج زيبايى و دلربايى و جذّابيّت است كه ساختن و پرداختن نظير آن خارج از توانايى بشر است . به همين جهت قرآن « تحدّى » مىكند و از منكران مىخواهد كه اگر در آن شك دارند ، يك سوره مثل يكى از سورههاى آن را بياورند . « 1 » عرب حجاز كه شاعر و شعرشناس بودند ، در برابر فصاحت و زيبايى آيات قرآن ، شيفته و مجذوب مىشدند . كلمات وحى در سامعهء آنها از دلانگيزترين نغمهها و گوشنوازترين صداها لذتبخشتر بود . گاه از شدت تأثير و نفوذ آيات قرآن در اعماق وجودشان ، مدتى در جاى خود ، بىحركت و لبريز از لذت و جاذبه فرو مىماندند ! شبى ، چند تن از سران قريش همچون ابوسفيان و ابوجهل ، بىخبر از يكديگر ، در اطراف منزل حضرت محمد ، پنهان شده و تا صبح به آيات قرآن كه او در نماز شب مىخواند ، گوش فرا دادند ، بامدادان هنگام بازگشت ، يكديگر را ديدند و به ملامت همديگر پرداختند و گفتند : ديگر چنين كارى نكنيم ؛ زيرا اگر سفيهان از اين كار ما آگاه شوند ، فكر ديگرى دربارهء ما