تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

حضرت فرمود : « اين امر مربوط به خداست و آن را هرجا بخواهد قرار مىدهد . » « 5 » وى با تعجب و انكار پاسخ داد : ما ، در راه تو رو در روى قبايل عرب قرار بگيريم و سينه سپر كنيم ، و آن‌گاه كه خدا تو را پيروز گردانيد ، كار به دست ديگرى بيفتد ؟ ما نيازى به آيين شما نداريم ! . « 1 » نقل شده است كه چنين برخورد و پيشنهادى از ناحيهء قبيلهء كنده نيز صورت گرفت ، و پاسخ پيامبر هم همان پاسخ بود . « 2 » اين پاسخ و موضع‌گيرى پيامبر اسلام ، از دو جهت جالب و درخور توجه است : نخست تأكيد پيامبر بر اينكه امر جانشينى او مربوط به خداست ، گواه بر « انتصابى » بودن جانشينى آن حضرت است ، يعنى اين منصب ، يك منصب الهى است و در اين مورد انتخاب از جانب خدا صورت مىگيرد نه مردم . نكتهء جالب ديگر اين است كه پيامبر اسلام بر خلاف زمامداران بشرى كه با منطق « هدف وسيله را توجيه مىكند » ، در راه پيشرفت مقاصد خود از هر وسيله‌اى استفاده مىكنند در امر تبليغ و دعوت از ابزار غيراخلاقى سود نجست . با آنكه مسلمانى يك قبيلهء بزرگ در آن زمان بسيار مهم بود ، حاضر نشد وعده‌اى بدهد كه وفاى به آن از عهدهء او خارج بود . در هر حال در موسم حج و عمره كه به پاس ماه‌هاى حرام ، امنيت برقرار مىشد و گروه‌هاى زيادى از مناطق مختلف ، به مكه و منى يا بازارهاى اطراف مكه مانند بازار موسمى عُكاظ ، مَجَنَّه و ذىالمجاز وارد مىشدند ، « 3 » پيامبر اسلام فعاليت خود را گسترش مىداد ، به‌ويژه سراغ بزرگان قبايل مىرفت . اگر زائران و مسافران مكه ، خود ، اسلام را نمىپذيرفتند ، حداقل ، خبر بعثت او را در مناطق سكونت خويش منتشر مىساختند ، و اين ، يك گام به سمت پيروزى بود .

هامش
( 5 ) . الأمر للّه [ الى اللّه ] يضعه حيث يشاء .
( 1 ) . ابن‌هشام ، پيشين ، ج 2 ، ص 66 ؛ حلبى ، السيرةالحلبية ( بيروت : دارالمعرفة ) ، ج 2 ، ص 154 ؛ زينى دحلان ، السيرةالنبوية و الآثار المحمدية ( بيروت : دارالمعرفة ، ط 2 ) ، ج 1 ، ص 147 ؛ سيدجعفر مرتضىالعاملى ، الصحيح من سيرة النبى ، ج 2 ، ص 175 - 176 .
( 2 ) . ابن‌كثير ، البداية و النهاية ، ( بيروت : مكتبة المعارف ، ط 1 ، 1966 م ) ، ج 3 ، ص 140 .
( 3 ) . ابن‌سعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 216 .