تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

خويشاوندى هرگز نمىتواند محرك انسان براى اين‌گونه فداكاريها و زحمات طاقت‌فرسا و استقبال از خطرهاى گوناگون باشد . اين‌گونه فداكاريها هميشه پشتوانهء ايمانى و اعتقادى لازم دارد . اگر انگيزهء ابوطالب تنها پيوند خويشاوندى بود ، چرا عموهاى ديگر حضرت محمد ، مانند عباس و ابولهب چنين كارى نكردند ؟ ! « 1 » به‌نظر گروهى از محققان ، اينكه برخى كوشيده‌اند كفر ابىطالب را اثبات كنند ، به انگيزهء سياسى و ناشى از بعضى تعصبات است ؛ زيرا اصحاب بزرگ پيامبر ( كه بعدها رقيبان سياسى على عليه السلام شدند ) عموماً سابقهء بت‌پرستى داشتند . تنها على عليه السلام بود كه سابقهء بت‌پرستى نداشت و از كوچكى در مكتب پيامبر پرورش يافته بود . كسانى كه خواستند از مقام على بكاهند و رتبهء او را پايين بياورند تا با ديگران يكسان شود ، ناگزير تلاش كردند كفر پدر او را اثبات كنند تا بت‌پرست‌زادگى او اثبات گردد . درواقع ابوطالب جرمى جز اين ندارد كه پدر على است و اگر فرزندى همچون على نداشت ، چنين تهمتى به او نمىزدند . ! در اين حق‌كشىها ، تلاشهاى امويان و عباسيان را نيز نبايد ناديده گرفت ؛ زيرا جدّ هيچ‌كدام از آنها ، در رتبهء على نبودند و در اسلام سابقه او را نداشتند از اين‌رو كوشيدند كفر پدر او را اثبات كنند تا از اين طريق ، مقام او را پايين بياورند . ! اتهامى كه به ابوطالب زده‌اند با وضع عباس بن عبد المطلب ( عموى پيامبر و على ، و جد سلسلهء خلفاى عباسى ) بيشتر تناسب دارد تا ابوطالب ؛ زيرا عباس تا فتح مكه ( سال هشتم هجرت ) همچنان در مكه بود و در جنگ بدر در ميان سپاه مشركان اسير و با پرداخت فديه آزاد گرديد . در جريان فتح مكه ، در راه مكه خود را به ارتش اسلام رساند و به مكه برگشت و با تلاش زياد ، از پيامبر براى ابوسفيان - سردستهء مشركان - امان گرفت ! با اين حال هيچ كس

هامش
( 1 ) . دربارهء ايمان ابىطالب كتابهاى متعددى نوشته شده است كه تعدادى از آنها را شيخ آغا بزرگ تهرانى در كتاب الذريعه ، ج 2 ، ص 510 - 514 ، نام برده است . مرحوم علامه امينى نيز در كتاب الغدير ، ج 7 ، ص 330 - 403 ؛ دراين باره به صورت گسترده بحث كرده و نوزده كتاب را كه توسط بزرگان دانشمندان اسلامى دربارهء اثبات ايمان ابىطالب و حسن عاقبت او تأليف شده ، نام برده و چهل حديث در اثبات ايمان او نقل كرده است . در اوايل جلد هشتم نيز به شبهات و اشكالات مخالفان در اين باره پاسخ داده است .