تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

3 . ازدواجهاى بعدى پيامبر ، پس از پنجاه سالگى او ( اندكى پيش از هجرت و اغلب بعد از هجرت ) بوده كه از طرفىسالهاى پيرى و از طرف ديگر دوران گرفتاريها و اوج مشكلات سياسى ، اجتماعى و نظامى آن حضرت بوده است . آيا مىتوان باور كرد كه كسى با اين وضع در فكر هوسرانى باشد ؟ آيا اصولًا پيامبر ، در مدينه فرصت پرداختن به اين‌گونه كارها را داشت ؟ 4 . آيا زندگى با زنانى كه داراى اخلاق و سليقه‌هاى گوناگون بودند و برخى از آنها با ناسازگاريها و حسادتهاى زنانه ، بارها پيامبر را رنجانده و آزرده خاطر مىساختند ، « 1 » با عيش و خوشگذرانى سازگار است ؟ 5 . هر يك از همسران پيامبر ، از يك قبيله بودند و با هم هيچ خويشاوندى نداشتند ، آيا وصلت با قبايل مختلف ، تصادفى بود ؟ 6 . پس از هجرت به يثرب ، علاوه بر گسترش اسلام و افزايش نفوذ معنوى پيامبر صلى الله عليه و آله در دلها ، موقعيت و قدرت اجتماعى و سياسى حضرت نيز بسيار بالا رفته بود و رؤساى قبايل عرب ، افتخار مىكردند كه پيامبر با دختر آنها ازدواج كند ، اما زنانى كه حضرت آنها را به همسرى برگزيد ، نوعاً زنانى سالخورده ، بيوه و بىپناه بودند ، درحالىكه خود او مردان را به ازدواج با دوشيزگان تشويق مىكرد . اينك چند نفر از همسران پيامبر را به عنوان نمونه معرفى مىكنيم :

1 . امّ حبيبه

او دختر ابوسفيان ، دشمن سرسخت اسلام بود . ام‌حبيبه با همسرش عُبيدالله‌بن‌جَحْش - پسر عمهء رسول خدا - به حبشه هجرت كرد . عبيدالله در آن كشور مرتد و مسيحى شد و در اثر افراط در ميگسارى درحال كفر از دنيا رفت « 2 » پيامبر اسلام پس از آگاهى از اين حادثه ، در سال ششم هجرت « 3 » عمروبن‌اميّه ضَمِرى را به حبشه نزد نجاشى اعزام كرد و از او خواست ام‌حبيبه را به

هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ، رجوع شود به تفسير آيه 1 - 5 سورهء تحريم .
( 2 ) . محمدبن‌سعد ، الطبقات‌الكبرى ( بيروت : دارصادر ) ، ج 7 ، ص 97 ؛ شيخ عباس قمى ، سفينةالبحار ، ج 1 ، واژهءحبّ ، ص 204 .
( 3 ) . ابن‌اثير ، اسدالغابة ، ج 5 ، ص 458 ؛ مسعودى ، مروج‌الذهب ( بيروت : دارالأندلس ) ، ج 2 ، ص 289 ؛ حمدالله‌مستوفى ، تاريخ گزيده ، به اهتمام عبدالحسين نوايى ( تهران : اميركبير ، 1362 ) ، ص 161 .