به زودى او را وارد سقر [ دوزخ ] مىكنم . و تو چه مىدانى سقر چيست ؟ [ آتشى است كه ] نه چيزى را باقى مىگذارد و نه چيزى را رها مىسازد . پوست تن را به كلى دگرگون مىكند . « 2 » * * * بريده باد دو دست ابولهب و نابود باد خود او . « مالش » و آنچه به دست آورده ، سودى به حالش نبخشيد . به زودى وارد آتشى شعلهور و زبانهدار مىشود . « 3 » * * * واى بر هر عيبجوى مسخره كنندهاى . همان كس كه « مال » فراوانى جمعآورى و شماره كرده است . گمان مىكند « اموالش » او را جاودانه مىسازد ! چنين نيست [ كه مىپندارد ] . او در حُطمه [ / آتشى خردكننده و شكننده ] افكنده خواهد شد . و تو چه مىدانى حطمه چيست ؟ آتش برافروخته است . آتشى كه از دلها سر مىزند . « 1 » * * * اما هركس كه [ مال خود را در راه خدا ] ببخشد و پرهيزگارى كند و جزاى نيك [ الهى ] را تصديق كند .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 154
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص١٥٤
هامش
( 2 ) . « سأصليه سقر . و ما ادريك ما سقر . لا تبقى ولا تذر . لوّاحة للبشر . » ( مدثر ( 74 ) : 26 - 29 ) . سورهء مدثر را به ترتيب نزول سورهها ، چهارمين سوره مىدانند . ( التمهيد ، ج 1 ، ص 104 . )
( 3 ) . « تبّت يدا ابىلهب و تبّ . ما اغنى عنه ماله و ما كسب . سيصلى ناراً ذات لهب . » ( مسد ( 111 ) : 1 - 3 . ) سورهء « مسد » را به ترتيب نزول سورهها ، ششمين سوره مىدانند . ( التمهيد ، ج 1 ، ص 104 . )
( 1 ) . « ويل لكل همزةلمزة . الذى جمع مالًا و عدّده . يحسب أن ماله أخلده . كلّا لينبذن فىالحطمة ، و ما أدريك ماالحطمة ، نار الله الموقدة التى تطّلع على الأفئدة . » ( همزه ( 104 ) : 1 - 7 . )